یافتن پست: #دار

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو را ...

شاید فراموش کنم ....اما ....

لبهایت را ... نه .....

من آن لبها را بوسیده ام ......

از آنها ..." دوستت دارم " شنیده ام .....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/3 - 17:09
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شکسپیر میگه :
لحظه ای که به شدت احساس تنهایی میکنی ...
مطمئـــن باش یکی دلتـنگــتـــــــه ... !!! ا
لان من همچین حسی دارم !
کی دلتنگمه ... ؟
خب بیاید بگید لامصبا ...
بزارین شفاف سازی شه
منم ازین حال و روز در بیام ... !!!
کصافطا!!!!!!!!!!!!!!!!
:))))
دیدگاه  •   •   •  1392/04/3 - 16:12
+1
*elnaz* *
*elnaz* *
29 دیدگاه  •   •   •  1392/04/3 - 01:26
+2
xroyal54
xroyal54
سه حرف دارد
اما برای پر کردن تنهایی من حرف ندارد
{-35-}“خدا “{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/2 - 23:41
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بیاد دارم كه در غروب آنها
در خیابان
از تنهایی گریستیم
ما نه آواره بودیم، نه غریب
اما
این بعدازظهر های جمعه پایان و تمامی نداشت
می گفتند از كودكی به ما كه زمان باز نمی گردد
اما نمی دانم چرا
این بعد از ظهر های جمعه باز می گشتند!
احمد رضا احمدی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/2 - 21:09
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مــا تو حمومون وان نداریم …

وگرنه تا حالا چند بار خـــود کشی میکردم !

خیلی کلاس داره لامصب
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/2 - 21:04
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آهنگ غمگین گوش میکنم مامانم میگه : چتــــــــــــه ؟

- چی شـــــده ؟
- کی گذاشته رفتــــــه ؟
- چرا تو خودتــــــــــی ؟
- آخ بمیری که بچمو اینطوری کردی

آهنگ شاد گوش میکنم ؛ میگه : خبرمرگش برگشت ؟

- الان باهاتــــــه ؟
- کیـــــه طرف ؟
- چه شکلیــه ؟
- دوسش داری ؟
- چند بار دیدیــش ؟

دیگه زدم تو فاز اذان
دیدگاه  •   •   •  1392/04/2 - 20:45
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آدما باید یکیو داشته باشن که هر وقت
خسته
پکر
داغون
عصبی
مریض
بودی نپرسه چرا؟ فقط دستتو بگیره و بگه :پاشو بریم یه دوری بزنیم، دوست ندارم این شکلی ببینمت

بزن لایکو به سلامتی هرچی رفیق بامرام تو دنیاست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/2 - 20:40
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به روی برگ زیبای «گل سرخ»
نهادم با دلی غمگین لبم را
به امیدی که با یاد لب تو –
به صبح آرم به شادی یک شبم را
*
ولی هرچند بوسیدم گلت را
دل تنگم چو غنچه هیچ نشکفت
در آن حالت که گرم بوسه بودم –
گل سرخ تو در گوشم چنین گفت:
*
گل سرخم مخوان ای عاشق مست
که در پیش لب یار تو، خارم
به سرخی گرچه دارم رنگ آن لب
ولی شیرینی و گرمی ندارم//مهدی سهیلی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/2 - 20:32
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دوست دارد دوست این آشفتگی
کوشش بیهوده به از خفتــــــــگی

اندر این راه می تراش و می خراش
تا دم آخر دمی غافل مبــــــــــــاش
دیدگاه  •   •   •  1392/04/2 - 20:23

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ