یافتن پست: #دار

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺭﻓﯿﻖ ﺣﺴﻮﺩﯼ ﻧﮑﻦ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﻦ//ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺳﮕﯽ
ﻓﻘﻂ ﮐﻢ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﯾﻪ ﻗﺒﺮ

ﺩﻓﺘﺮ ﺷﻌﺮﺗﻢ ﻣﯿﺸﻪ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺩﺭﺩ // ﺑﯿﺎ ﺑﺒﺮﻣﺖ ﺑﻪ
ﺭﻭﺯﺍﯼ ﺟﻨﺠﺎﻟﯿﻪ ﻣﻦ

ﺭﻓﯿﻘﺎﻣﻮﻥ ﺑﺮﻕ ﺩﻧﯿﺎﺭﻭ ﺩﯾﺪﻧﻮ ﮐﻮﺭ ﺷﺪﻥ // ﻣﺠﺒﻮﺭﻡ ﺍﺯ
ﺧﻮﺩﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻌﻮ ﺩﻭﺭ ﮐﻨﻢ

ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺧﻮﺭﺩ ﮐﻨﻤﻮ ﺑﺮﻡ ﺗﺎ ﺣﺎﻝ ﺑﻐﺾ // ﺧﻮﺩﮐﺎﺭﻣﻮ
ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﻣﻮ ﺑﺸﻢ ﺗﻮ ﻭﺍﮊﻩ ﮔﻢ
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 19:14
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میخـــوام "عــوض" بشــم

چـــرا بـایـــد "مــن" دلـتـنگ بـشــم؟

تـــو بایـــد "دلتـنــگ" بـشـــی

میـخـــوام "مــث قبــل"

میخــوام اون سیــب قـرمــــز بـالـــای درخــت بـاشـــم

در دورتــریـن نقـطــه

دقــت کـن

"رسیــدن" بـه مــن

آســـون نیســـت

اگــر "همـتـــش" را نـــداری

بــه "درخـــت" آسیــب نـرســون

بــه همـون "سیــب" هــای "کــرم خــورده" روی زمیــن قنـاعــت کــن

بــرای اولیـن بـار دارای "مخـاطـب خــاص"
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 19:09
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پرچـــــم یه پســــر ...

با مخ زدن و [!] کردن و تیغ زدن یه دختر بالــا نمی ره

پرچــــم یه پســـــر

زمانی بالــاســــــت که ...

وقتی قلب یه دختر رو به دست آورد
و
به خواسته هاش رسید ...

عـــــــاشقونه پای طرف بمونه و وفـــــــا دار باشه ...

به افتخار همه پسرای با معرفت
1 دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 18:49
+10
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند .. زندگی کوتاه است .. پس به زندگی ات عشق بورز
خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..
قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن
قبل از اینکه بنویسی » فکر کن
قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش
قبل از اینکه دعا کنی » ببخش
قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن
قبل از تنفر » عشق بورز
زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر ...
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 18:23
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از وقتــی رفتــی

اشک هایم آواره شـده اند ،

دیگر شانه ای ندارند

که پناهشان باشد
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 17:06
+4
AmiR
AmiR
حقیقت رفتن...

امکان هجرت تو

تراوش می کند،از خطوط مبهم نگاهت

من پیشتر،دیده بودم

جرقه محال ماندنت را

در سایش دستانمان به رفتنت ایمان دارم،

چون ماهی آزاد به جریان آب

نبودنت،

مرا در سطح بزرگ اشکهایم پر از عطش میکند

چقدر سنگین شده اند شانه هایم!

آخر بعد از تو ترازوی تنهایی ام شده اند...
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:54
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در مکّه دیدم
خدا چند سالی ست که از شهر ِ مکّه رفته ...
و انسانها به دور ِ خویش میگردند!
در مکّه دیدم
هیچ انسانی به فکر ِ فقـــیر ِ دوره گرد نیست!
دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان ِ خویش را بـــزُداید
غافل از اینکه آن دوره گرد، خود ِ خدا بود!
در مکّه دیدم، خدا نیست!
و چقدر باید دوباره راه ِ طولانی را طی کنم
و درهمان نماز ساده ی خویش، تصور ِ خدا را در کمک به مردم جستجو کنم
آری ...
شاد کردن ِ دل ِ مردم ، همانا برتر از رفتن به مکّه ایست
که خدایی در آن نیست ...!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:51
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
+ خوشبختی♥

اگر سرت را روی سینه ام بگذاری …

هیچ صدایی نخواهی شنید ...

قلبـــــ♥ــــــــ من طاقت این همه خوشبختی رو نداره…
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:29
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو مترو یارو دست کرده تو جیبم، دستشو گرفتم میگم راحتی داداش؟

میگه ااا جیبه تو بود؟

بابا بگو دیگه، یه ربه دارم میگردم، فکر کردم موبایلمو زدن،

نزدیک بود داد و بیداد کنم یه بی گناه دستگیر شه!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:22
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی کسی را دوس داری نمیفهمد !!!
گاهی کسی تو را دوس دارد، تو نمیفهمی !!!
.
.
.
.
.
..
.
.
.

.
خلاصه بلانسبت یه سری خر و گاو جمع شدیم دور هم و تشکیل اجتماع دادیم
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 16:12
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ