یافتن پست: #دار

*elnaz* *
*elnaz* *
روزی انسان ازپروردگار پرسید خدایا اگر همه چیز در سرنوشت مانوشته شده است، پس آرزو کردن ما چه فایده ای دارد؟! پروردگار خندیدو گفت:شاید من نوشته بودم که هر چه آرزو کرد…
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:22
+3
-1
*elnaz* *
*elnaz* *
باید یک کشتی بسازم... بزرگتر از کشتی نوح... از هرکدام از خاطره هـــــــــا ودلتنگی ها یک جفت بردارم... اسم آن پرنده راکه میگفت بر ویرانه ام لانه کرده با پاک کنی غرق کنم ... بعد "او" یی را که برای لب ِ تشنه ام ، سبــــــــو نشد را.. میبوسم... میگذارم... میروم...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:19
+2
M*M
M*M (مسدود)
گفته بودم كه اگر بوسه دهی توبه كنم
كه دگر باره از اينگونه خطاها نكنم
بوسه دادى و چو برخواست لبم از لب تو
توبه كردم كه دگر توبه بیجا نكنم{-41-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:17
+8
-1
*elnaz* *
*elnaz* *
حالا میفهمم وقتی نخواهی کسی ، یا چیزی را ببینی ..یعنی چـــــــــــــه ؟! معنی خوبی ندارد.... دلم برای روزهایی که هنوز دلم میخواست که ببینمش.. تنگ شده... آدم بدی شده ام .... مثل او که مدتها پیش آدم بدی شد..... دیگر برایم فرقی ندارد ... به قول خودم : مهم نیست ..............!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:16
+1
reza
reza
ما مـــرد هستیم!
دستــــانمان از تو زِبرتر و پهن تر است!!!
صورتمان ته ریشى دارد!!!
گاهی دلگیراز بی وفایی ها ، اما دلمان دریــــاست!
جـــاىِ گریـــــه كردن به بالكن میرویم و سیـــــگار دود میــــكنیم!!!
... ما با همــــان دستان پهن و زبرتو را نوازش میكنیم!!!
دریایی از گرفتاری هم باشیم ،ولی..
با همان صورت ناصاف و ناملایم تو را میبوسیم ونوازشت میکنیم..
تا تو آرام شوى!!!
آنقــــدر مارا نامــــرد نخوان!!!
آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتمان رانسنج!!!
فقط به ما دلت را بده تا زمین و زمان را برایت بدوزیم!!!
فقــــط با ماروراست باش تا دنیا را به پایت بریزیم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:16
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
تو را چه به فرهاد؟!.... یک فرهاد است و یک بیستون عاشقی... تو همین یک وجب دیوار فاصله را بردار، من باورت میکنم.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:13
+3
reza
reza
دل تنگم را.....
دل تنگم را تنگ دلت که میگذارم
خیس خیس می شوم از لبخند
و از هر آنچه که به نام عشق می شناسی اش
چه خوب است آدمی بی چتر ، بی کلاه، شانه به شانه ی باران بگرید
گاه گداری هم اگر فرصتی پیش آید، زیر سقفی از رویا بخوابد و بعدهم . . .
حالا!
تو بیدارم نکن
میدانم که خواهران دیروز باران بیوگان امروز دریایند
همیشه احساس می کنم در آنسوی پنجره، ستاره ای می خواهد چیزی به من بگوید
اما شب که از راه می رسد، ستاره خاموش می شود
آنگاه در پس پنجره فقط من می مانم و رویاهایم
فقط همین!.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:09
+2
ronak
ronak
اس ام اس یک گل پسر :

عزیزم ، خوبی ؟!

دلم واست تنگ شده

همش دارم به تو فک میکنم گفتم یه اس بهت بدم ببینم در چه حالی!

Send to»»» سپیده ، روشنک ، آناهیتا ، سمانه ، آتنا ، مریم , بتول !
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:07
+5
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
به مرده تو اتوبوس کبریت می خواسته، به بغل دستیش می گه:
- اسمت چیه؟
- همایون.
- به به، شغلت چیه؟
- زنبوردار.
- به به، کجا می ری؟
- اهواز.
- عجب جایی! کبریت داری؟
- نه.
- نه و نکمه! با اون اسمت، مردک پشه باز، تو این گرما سگ می ره اهواز که تو می رى؟
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:05
+7
ronak
ronak
نگاهم کرد ، پنداشتم دوستم دارد ، نگاهم کرد در نگاهش هزاران عشق خواندم نگاهم کرد ، دل به او بستم ، باز نگاهم کرد و …
تازه فهمیدم یارو خله ! فقط نگاه میکنه !{-11-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:03
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ