یافتن پست: #دار

نیوشا
نیوشا
امان...
امان از بوی یه عطر خاص...
که باهاش خاطره داری...
اگر یه جایی به مشامت بخوره...
تا کجاهای خاطره میتونه تو رو ببره...
...و چه احساسی رو برات زنده می کنه...
دمار از روزگارت در میاره..
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 01:21
+7
Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
شیرین بهانه بود! فرهاد تیشه می زد تا باور نکند صدای مردانی را که در گوشش می خواندند،دوستت ندارد...!{-16-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 01:20
+5
ramin
ramin
آدما تا وقتی کوچیکن دوست دارن برای مادرشون هدیه بخرن اما پول ندارن.
وقتی بزرگتر میشن ، پول دارن اما وقت ندارن.
وقتی هم که پیر میشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!...
به سلامتی همه مادرای دنیا...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 01:14
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
غم که می آید در و دیوارها شاعر می شود
در تو زندانی ترین رفتار شاعر میشود
مینشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
خط کش و نقاله و پرگار شاعر میشود
تا چه حد این حرف را میتوانی حس کنی؟
تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم!
از تو تا دورم دلم انگار شاعر میشود
باز میپرسی چطور اینگونه شاعر شد دلت؟
تو دلت را جای من بگذار شاعر میشود!
گرچه میدانم نمیدانی چه دارم میکشم
از تو میگوید دلم هر بار.شاعر میشود
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 01:12
+5
عسل ایرانی
عسل ایرانی
آخ جون لواشک دهنم آب افتاد!!!
هر کی لواشک دوست داره
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 01:08
+8
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
آسمان آبیست اما شعر هایم خیس خیس
مثل امروز آرزوهای کتابم خیس خیس
نسبتی با ابر دارم.شاعری بارانیم
مانده ام در اشتیاق آفتابم..خیس خیس
من که حتی هستی ام را فهمیده ام در سوختن
پس تو هم فهمیده ای احساس آبم.خیس خیس؟
با تو ام ای آسیا و خاطرات شزقیم
رفتی و باران شرقی دادی جوابم خیس خیس
ای که رفتی یک شبی و زیر پایت له شدم
پس چرا سر می کشی هر شب به خوابم خیس خیس
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 01:01
+3
Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
شده ام معادله ی چند مجهولی...
این روزها هیچکس از هیج راهی مرا نمی فهمد......!{-31-}
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 00:56
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟

پسر: آره عزیز دلم

دختر: منتظرم میمونی؟

پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند

پسر: منتظرت میمونم عشقم

دختر: خیلی دوستت دارم

پسر: عاشقتم عزیزم

بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد

به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد

پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی

دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت

پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟

دختر: بی درند که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود

و بی امان گریه میکرد

پرستار: شوخی کردم بابا رفته دستشویی الان میاد
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 00:39
+4
☺SAEED☻
☺SAEED☻
برای دوست داشتن به رنگ ولعاب ادمانگاه نکنید

خیلی ادما به ظاهر خیلی قشنگند ولی باطن پوچی دارند

تا به خودت میای کل زندگیت میشه پوچی!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 00:24
+11
ali rad
ali rad
باید امشب بروم!
باید امشب چمدانی را
که به اندازه‎ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست
رو به آن وسعت بی‎واژه که همواره مرا می‎خواند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 23:29

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ