یافتن پست: #دار

ronak
ronak
هش چیست ؟ Hosh
جد بزرگ ترمز ABS است که خر را بدون هیچ خط ترمزی نگه می دارد !!!
هه هه هه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:23
+4
ALI SHABAN
ALI SHABAN
{-35-}{-35-}{-35-} ..دوستان من فعلا میرم ..{-35-}{-35-}{-35-}
{-26-}{-26-} خدانــ ـگــ ــ ـهـ ـدارتــ ــ ـون {-26-}{-26-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:22
+4
sasan pool
sasan pool
این عکس من خیلی دوست دارم{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:18
+2
ALI SHABAN
ALI SHABAN
هر کی دله نوازندگی با این ساز رو داره تارف نکنه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:13
+6
sasan pool
sasan pool
عشق بها دارد ...
من و تو بودیم و یك دریا عشق ...
حالا من هستم و یك دنیا اشك ...
آری
عشق بها دارد . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:09
+2
ronak
ronak
باران ببـــارد یا نبـــارد
چتــر داشتــه باشم یا نداشتــه باشم
پائیز باشــد یا نباشــد ....
هیچ کدام برایم فرقی ندارد /
من از تمام رمانتیک های آبـــــکی خسته شده ام ....!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:07
+1
ronak
ronak
نمی دانم دوستش دارم یا نه؟!
با هم قدم میزنیم
با هم میخوابیـم
دلم که میگیرد، آغوشش را بـــاز می کنـــــد
و بر گونه هایم بوسه میزند
اما نمی دانم دوستش دارم یا نه؟!
" تنهاییـــــم را " . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:05
+3
رضا
رضا
غم تنها ترین تنهای دنیا

تویی زیباترین زیبای دنیا

تو مثل امید یک قناری

قراری بر دل هر بی قراری

منم یلدای بی پایان عاشق

تو بودی مرحم زخم شقایق

تویی لالایی خواب خوش آواز

بالم را مشکن در اوج پرواز

نگاهت را می پرستم ای نگارم

فدای تار مویت هر چه دارم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:05
+1
ronak
ronak
زیـــــن پس تنها ادامه میدهم...
در زیر بـاران حتی
به درخواست چتر هــم جواب رد میدهم
می خواهم تنهاییــــ ـم را به رخـــــ این هوای دو نفره بکشـم...!
...باران نبــــــــــار من نه چتر دارم نه یار...
نبار لعنتـــــــــی "من" دیگــر "مــــــــــا" نیستم........
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:04
+3
رضا
رضا
خالی تر از سکوتم ، از نا سروده سرشار

حالا چه مانده از من ؟... یک مشت شعر بیمار

انبوهی از ترانه ، با یاد صبح روشن

اما... امید باطل... شب دائمی ست انگار

با تار و پود این شب باید غزل ببافم

وقتی که شکل خورشید ، نقشی ست روی دیوار

دیگر مجال گریه از درد عاشقی نیست

بار ترانه ها را از دوش عشق بردار

بوی لجن گرفته انبوه خاطراتم

دیروز: رنگ وحشت ، فردا: دوباره تکرار

وقتی به جرم پرواز باید قفس نشین شد

پرواز را پرنده ! دیگر به ذهن مسپار

شاید از ابتدا هم تقدیر من سفر بود

کوچی بدون مقصد از سرزمین پندار

از پوچ پوچ رویا ، تا پیچ پیچ کابوس

از شوق زنده بودن... تا خنده ای سرِ دار
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 12:56
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ