یافتن پست: #دار

mehdy
mehdy
وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می توان مرتکب شد، چرا باید همان قدیمی ها را تکرار کرد.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 20:25
+3
aB'Bas S
aB'Bas S
دختر جوان هوادار تراکتور با شکل پسرانه به ورزشگاه آمد

چندی پیش به کمک پدرش و ضمن گذر از موانع بسیاری که مهمترین آن ایست بازرسی ورزشگاه بوده است موفق به حضور در ورزشگاه و تماشای بازی تیم محبوبش یعنی تراکتورسازی شد.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 19:58
+3
kiss
kiss
برای دیدارت زمان تعیین نمیکنم ،شاید ساعت حسادت کند و خواب بماند ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 19:57
+3
aB'Bas S
aB'Bas S
در Romantic
فقط برای خودم هستم...!!!!!!!!!!
من..؟!
چه دوحرفیه وسوسه انگیزیست.....
این من.......! نه زیبایم ، نه مهـربانم....نه عـاشق و نه محتاج نگاهی...!
فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست....
... فقط برای خودم هستم...خوده خودم ! مال خودم ! صبورم و عجول!!
سنگین...سرگردان...مغرور...قـانع....با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه زیاد!!!
و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی ؛ هیچ ندارم

راهت را بگیــر و بـــــــرو

حوالی ما توقف ممنــــوع است.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 19:42
+7
مهسا
مهسا
در اين شهر صداي پاي مردمي است، که همچنان که تو را مي بوسند طناب دارت را مي بافند ، مردمي که صادقانه دروغ مي گويند، و خالصانه به تو خيانت مي کنند، در اين شهر هر چه تنهاتر با شي پيروزتري...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 19:34
+1
مهسا
مهسا
گاهـی " سکـــــــــــــــــــــــوت " علامت رضایت نیســـت ! . . شـــــــــاید کســـی داره خفـــــــــــــه می شـــــه پـشـــــــت سنگیـــنــــیِ یـــــــک درد...!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 19:32
+1
ronak
ronak
بیا آخرین شاهكارت را بیبین
مجسمـه ای با چـِشمانی باز
خیره به دور دست شاید شرق شاید غرب
مبهوت یك شكست،مغلوب یك اتفاق
مصلوب یك عشق،مفعول یك تاوان
... . خرده هایش را باد دارد میبرد
و او فقط خاطراتش را محكم بغل گرفته
بیا آخرین شاهكارت را بیبین مجسمه ای ساخته ای به نام " من
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:52
+5
مهسا
مهسا
یادمان باشد که همیشه ذره ای حقیقت پشت هر “فقط یه شوخی بود”، کمی کنجکاوی پشت “همینطوری پرسیدم” قدری احساسات پشت “به من چه اصلا” مقداری خرد پشت “چه میدونم” و اندکی درد پشت “اشکالی نداره” وجود دارد…
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:42
+3
ronak
ronak
گفتی که می بوسم تو را
گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بیند کسی
گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در ؟؟
گفتم که با افسونگری او را ز سر وا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو رو گویم برو؟؟
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:34
+4
darya
darya
هیچ فکر کردی وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن این چه مفهومی داره ؟ یعنی اینکه تو دو قدم از ازشون جلوتری :)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 13:43
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ