یافتن پست: #دار

عسل ایرانی
عسل ایرانی
تو دیدی اشکو تو چشمام




ولی بازم داری میری




کجای زندگیت بودم




نمی دونم نمی دونی




داره هر لحظه این احساس




توی قلب تو میمیره..




باید کاری کنم شاید




همین لحظه دیگه دیره



بزار باور کنم عشق و




بزار هم رنگ رویا شم



بهم فرصت بده عشقم



دوباره عاشقت باشم



نترسونم از این احساس



من از عشق تو لبریزم



بمونی با تو می سازم




همه دنیامو می دونم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 21:01
+5
مهسا
مهسا
واقعیت را جا میگذاریم،


هر روز صبح، پشت در اتاق گریم . .


از بس که آدم ها واقعی بودنمان را دوست ندارند...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 20:33
+5
مهسا
مهسا
آهای آشناترین غریبه ،

این خنده ها را باور نکن ،

گونه هایم بارداره اشکند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 20:08
+4
مهسا
مهسا
@asall آسمـان هـم کـه بـاشی بـغلت خـواهــم کـرد …

فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش
هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد …
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 19:43
+4
سحر
سحر
سکوت عجیبی دارد اینجا....
دیگر تنها من مانده ام و خیال بودنت
خنده ها و نوشته هایی که ...
با خود چه کرده ای!؟
با من چه میکنی!؟
دلم برایت تنگ می شود
وقتی می خوانمت...
وقتی بلند بلند می خوانمت...
تنهایی عجیبی است
دیوانه ام می کند...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 19:17
+5
عسل ایرانی
عسل ایرانی
کاش دنیا یکبار هم که شده؛ بازیش را به ما می باخت..!
مگر چه لذتی دارد برایش این بردهای تکراری..؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 19:14
+4
امیرحسین
امیرحسین
گلی را که دیروز

به دیدار من هدیه آوردی ای دوست

دور از رخ نازنین تو

امروز پژمرد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 18:52
+6
عسل ایرانی
عسل ایرانی
برای خریدن عشق هر که هر چه داشت اورد دیوانه هیچ نداشت گریست گمان کردند چون هیچ ندارد میگرید اما هیچ کس ندانست بهای عشق اشک است.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 18:19
+5
ronak
ronak
تو را چه به فرهاد ؟ یک فرهاد است و یک بیستون عاشقی !

تو همین یک وجب دیوار فاصله را بردار من باورتـــــــ می کنم...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 17:08
+7
ronak
ronak
همه می خواهند جای تو را بگیرند ،
بی انکه بدانند
تو هم دیگر جایی نداری...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 17:07
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ