یافتن پست: #دار

ronak
ronak
در Romantic
چقدر دلم هوایت را می کند حالا که دگر هوایم را نداری...!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 16:06
+3
ronak
ronak
در Romantic
هیچـــ كســ ویرانی ام را حســـ نكرد روز رفتنــــــــت را به خاطــــــــــر داری ؟ کفــــــش هایــــت را بغل کــــــــرده بــــودی . . . مبـــــادا صدایـــــش گوش هایـــــم را آزار دهـــــــــد ! ! ! نـــــوک ِ پا ، نـــــوک ِ پا دور شــــدی از همیـــــن گوشــــهـ کنــــار . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 16:01
+3
ronak
ronak
در Romantic
خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است آرامم ، می دانم اینک کجا هستم، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را می کشیدم و هر زمان خوابش را می دیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود.... در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه می دانم زمان چگونه می گذرد و نه می دانم در چه حالی ام تنها می دانم حالم از این بهتر نمی شود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمی شود گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 15:52
+2
ronak
ronak
خدا حافظ بروعشقم برو که وقت پروازه برو که دیدن اشکات منو به گریه میندازه نگاه کن آخر راهم نگاه کن آخر جادست نمیشه بعد تو بوسید نمیشه بعد تو دل بست منو تنها بذار اینجا تو این روزای بی لبخند که باید بی تو پرپرشه که باید از نگات دل کند حلالم کن اگه میری اگه دوری اگه دورم اگه با گریه میخندم حلالم کن که مجبورم نگو عادت کنم بی تو که میدونی نمیتونم که میدونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم فدای عطر آغوشت برو که وقت پروازه برو که بدرقه داره منو به گریه میندازه برو عشقم خداحافظ برو تو گریه حلالم کن خداحافظ برو اما عزیز من حلالم کن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 15:23
+3
ronak
ronak
در Romantic
فرقـی نمـی کند !! بگویم و بدانـی ...! یا ... نگویم و بدانـی..! فاصله دورت نمی کند ...!!! در خوب ترین جای جهان جا داری ...! جایـے که دست هیچ کسـی به تو نمـی رسد.: دلــــــــــــــم.....!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 15:10
+2
ronak
ronak
در Romantic
سـکـــــــه ی زنـدگـیم شـیـــــــر نـدارد امــــــــا هـمـیـن خـطـی کـه مـــــــرا بـه تــــــو وصـــــــــــــــــل نـگـه مـی دارد را دوســـــــت دارمـــ ..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 15:09
+2
ronak
ronak
در Romantic
میخوام که فریــاد بکشم شاید صدامو بشنوی دلـــی که پیش من داری نخواستی باخود ببری
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 15:03
+2
tamanna
tamanna
بچه ها به پيكان جديدمون سلام كنين دارن ميسازنش هنوز ولي از دور سلام كنين
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 14:53
+5
zahra
zahra
یک گروه از محققین انسان شناسی داشتن روی تفاوت مغز نژادهای مختلف انسان تحقیق می‌کردند، اول مغز یک آمریکاییه رو باز می‌کنند، می‌بینند ای بابا اینا اینقدر با الکترونیک و کامپیوتر ور رفتن که تو مغزشون پر شده از IC و مدارهای الکترونیکی. خلاصه می‌ترسن دست به یک چیزی بزنند خراب شه، زود مغز یارو رو می‌بندند. بعد مغز یک ژاپنیه رو باز می‌کنند، می‌بینند ای بابا این وضعش از آمریکاییه هم خراب تره و مغزش شده پر از مدارای نوری و چیزای عجیب غریب، خلاصه مغز این رو هم جرات نمی‌کنند دست بزنند. بعد جمجمه یک [!] رو باز می‌کنند، می‌بینند تو ش فقط یدونه سیم ازین ور جمجه رفته اونور. باخودشون می‌گن: خوب ما اینو قطع می‌کنیم، اگه دییدم خیلی ضایع شد، فوقش دوباره وصلش می‌کنیم! خلاصه سیمه رو قطع می‌کنند، یهو گوشای [!] میافته!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 13:53
+5
ronak
ronak
سر جلسه کنکور، برگه‌ها رو پخش می‌کنن و غضنفر اول یه پنج دقیقه‌ای مبهوت به سؤالات خیره میشه. بعد یه سكه از جیبش در میاره شروع می‌کنه تند تند شیر یا خط کردن و پاسخ نامه رو پر میکنه. بعد 50-40 دقیقه مراقب می‌بینه غضنفر خیس عرق شده و مرتب یه سکه رو میندازه بالا و زیر لب فحش میده. میره جلو می‌پرسه: داری چی کار میکنی؟ غضنفر میگه: به همه سؤالات جواب دادم. دارم جوابامو چک میکنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 13:47
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ