یافتن پست: #دار

ALI SHABAN
ALI SHABAN
دست به صورتم نزن ميترسم بيافتد ... نقاب خنداني كه بر چهره دارم ! و بعد ... سيل اشكهايم تو را با خود ببرد ... و باز ... من بمانم و تنهايي ...{-51-}{-60-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:43
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
خدارا برایتان آرزو دارم چون اوست که مهربانانه به همه عشق میورزد وبی معرفتی نمی کند . هر چندکه ما نسبت به او قافلیم. پـَـــ نــه پـَـــ god be save all of them همیشه خدایی هست که تمام شانه هایش را برای
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:43
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دارم خودمو با بادبزن باد میزنم خواهر زادم میگه خاله گرمته؟ پ نه پ میخواستم بگه منم بادبزن دارم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:38
+1
مهسا
مهسا
عشق را دوست دارم اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمیدم که می خندومت ولی می تونم باهات گریه کنم. اگه یه روز نخواستی به حرفهام گوش بدی خبرم کن.قول می دم که خیلی ساکت باشم. اگه یه روز خواستی در بری بازم خبرم کن...قول نمی دم که ازت بخوام وایسی اما میتونم باهات بدوم. اما اگه یه روز سراغم رو گرفتیو خبری نشد...سریع به دیدنم بیا حتما بهت احتیاج دارم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:33
+4
مهسا
مهسا
گاهی چه اصرار بیهوده ایست اثبات دوست داشتنمان چراکه بیشتر دوستمان دارند وقتی دوستشان نداریم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:33
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو یاهو مسنجر وبمو روشن کردم یکی از ادلیستم میگه میخوای وب بدی؟ پ نه پ میخواستم همه بدونن که منم وب دارم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:31
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
زدم شبکه 1 سریال ببینم دیدم داره علی رو نشون میده گفتم اه داداشم میگه به خاطر این میگی؟ پ نه پ اه بخاطر این بود که از اولش سخنرانیشو نشنیدم پـَـــ نــه پـَـــ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:29
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
اهنگ اندی تو ماشین گذاشتیم دوستم میگه اندیه ؟ پـَـــ نــه پـَـــ داریوشه، داره خودشه لوس میکنه بخندیم!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:23
+1
gha3m
gha3m
اگر روزي از کنار گنجشکي رد شدي و ديدي نپريد فکر نکن دوستت داره بدون تو رو آدم حساب نکرده
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:22
+3
gha3m
gha3m
يک روز يه يزدي مي ره رو پشت بام خونه اش که آنتن رو درست کنه که يک دفعه از طبقه ششم ميفته پايين همين که از جلوي پنجره اشپزخونه خودشون رد مي شه مي بينه خانومش داره برنج درست مي کنه داد مي زنه مي گه خانم يک پيمانه کمش کنننننننننن !!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:21
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ