یافتن پست: #دار

ronak
ronak
خانومها آقایون توجه کنید! اصلا نخندید بهش ...خوب شاید اینطوری دوست داره
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 23:57
+4
ebrahim
ebrahim
دختری به دوستش : فک کنم دوست پسرم داره بهم خیانت می‌کنه! دوستش : از کجا فهمیدی؟ دختر: آخه دیشب پرسیدم کجا بودی ، گفت با دوستم امیر بودم دوستش : خوب الان مشکل چیه؟ دختر : خوب کثافت دروغ میگه ، دیروز امیر تمام مدت با من بود ..!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 23:47
+6
mina_z
mina_z
- يه بابائي تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 23:45
+6
ebrahim
ebrahim
عکس العمل یـه دختر ایرانی در مقابل دیدن یک دختر زیباتر از خودش : نگا این چه خرابـه ، معلوم نيست هر شب زير چند نفره .. همه جاشم كه عمل كرده ! حالا عکس العمل پسر ایرانی در در مقابل دیدن یک پسر زیباتر از خودش : دمش گرم معلوم نیست چقد دوست دختر داره ! X_X سلامتـــــی هــمــــــه پســـــــــــرا ..
3 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 23:43
+3
ronak
ronak
ایول داری خداییش
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 23:28
+4
ronak
ronak
این کوچه پلیس نامحسوسم نداره
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 23:12
+6
ronak
ronak
ما بدهکاریم به یکدیگر به تمام ((دوستت دارم)) های نا گفته ای که پشت دیوار غرورمان ماند.......! وآنها را بلعیدیم تا نشان دهیم که منطقی هستیم......
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 22:33
+4
ali rad
ali rad
گاهے دلمـ از هرچه آدم است مے گیرد...! گاهے دلمـ دو کلمه حرف مهربانانه مےخواهد...! نه به شکل ِ دوستت دارم و یا نه بــ ِ شکل ِ بے تو مے میرمـــ.. ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش. فردا روز دیگریست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 22:33
مهسا
مهسا
از تو بیشتر! خاطره هایت را دوست دارم که با من مانده اند ارام و بی ادعا ..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 22:32
ronak
ronak
کنار پنجره سیگاری دود میکردم نگاهم به تقویم روی میز افتاد ، دی داره به نیمه میرسه دلم یهو ریخت؛ چقدر زود گذشت امسال توی دستم احساس سوزش کردم. سیگارم به آخر رسیده و من حواسم نبود سیگارو خاموش کردم و دنبال خاطراتم گشتم اما انگار دیگه هیچ خاطره ای ندارم هر چی بوده سیاه و مه آلوده چقدر امید داشتم اوایل امسال ، چه نا امیدم اواخر امسال قلبم تیر میکشه ، ولی سیگار انگار داره بهم میگه بکش بکش تا زودتر تموم شه... یه نخ دیگه روشن میکنم و شب رو نگاه میکنم... بالاتر از سیاهی هم رنگی هست... همین رنگی که من دارم...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 22:29
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ