یافتن پست: #دار

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من که از آتش دل چون خم می در جوشم
مهر بر لب زده خون می‌خورم و خاموشم

قصد جان است طمع در لب جانان کردن
تو مرا بین که در این کار به جان می‌کوشم

من کی آزاد شوم از غم دل چون هر دم
هندوی زلف بتی حلقه کند در گوشم

حاش لله که نیم معتقد طاعت خویش
این قدر هست که گه گه قدحی می نوشم

هست امیدم که علیرغم عدو روز جزا
فیض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت
من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم

خرقه پوشی من از غایت دین داری نیست
پرده‌ای بر سر صد عیب نهان می‌پوشم

من که خواهم که ننوشم بجز از راوق خم
چه کنم گر سخن پیر مغان ننیوشم

گر از این دست زند مطرب مجلس ره عشق
شعر حافظ ببرد وقت سماع از هوشم
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 20:09
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

امروز گوشی بابام رو بدون این که بفهمه برداشتم و اسمم رو از “اسم خودم” به ” ۲۰۰۰۹۰۲۲ ” تغییر دادم. بعد با گوشی خودم این پیامک رو براش فرستادم: ” مشترک گرامی، ضمن عرض تبریک ، به عرض میرساند شما در قرعه کشی همراه اول به مناسبت طرح تابستانی همرا اول، برنده یک دستگاه خودروی mazda 3 شده اید. ضمن عرض تبریک لطفا جهت دریافت جایزه عدد (یه عدد ده رقمی) را به همین شماره بفرستید. "هیچکس تنها نیست. همراه اول ” بنده خدا از ظهر تا حالا بالای بیست بار اون کد(عدد ده رقمی) رو داره برام میفرسته و من هر دفعه بهش جواب میدم: …” مشترک گرامی کد ارسالی شما صحیح نمیباشد.لطفا مجددا ارسال فرمائید” الان اسمس داده : برو گمشو همراه اول منم اسمس دادم: مشترک گرامی حالا که فحش میدهید مزدا که سهل است پیکان هم بهتون نمیدیم ...!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 19:59
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻃﺮﻑ ﯾﻪ ﻟﺸﮑﺮ ﺁﺑﺠﯽ ﺩﺍﺭﻩ
ﯾﻪ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ
ﯾﻪ ﺣﺮﻣﺴﺮﺍ ﺳﻮﮔﻠﯽ ﺩﺍﺭﻩ
ﻫﻨﻮﺯ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽِ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺶ …
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 19:58
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﺑﺒﯿﻦ پسر ﺟﺎﻥ |:!

ﺧﻮﺷﮕﻠﯽ؟ |:
.
.
.
.
.پولداری ؟ |:
.
.
.
. ﭼﺸﺎﺕ ﻗﺸﻨﮕﻪ؟ |:
.
.
.
. ﺍﻧﺪﺍﻣﺖ ﺩﺭﺳﺘﻪ؟
.
.
.
.
ماشین داری ؟؟؟
.
.
.
.
.
. ﺻﺪﺍﺕ ﻗﺸﻨﮕﻪ؟
.
.
.
.
. ﺧﻮﺏ ﺩﻣﺖ ﮔﺮﻡ ﺑﺎﺑﺎ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺑﺪﻩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﯿﻢ ...

دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 19:46
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هرکی به ما رسید شآخ شُد !

میخوام از برکت وجود بعضیا یه گاوداری بزنم ..!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 19:45
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بیداد هایم را بی " د " کن...
جهانم بی تو " الف " ندارد... :X
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 19:44
+3
EHSAN
EHSAN
درخت سایه اش را بی دریغ به تو می بخشد و خورشید گرمایش را و گل شمیم خوشش را باران طراوتش را و آسمان برکتش را و رود قطره قطره آبش را و پرنده نوای دل انگیزش را و همه و همه بخشیدن را از خدایی آموخته اند که آنها را زیبا آفریده … زیباترین آفریده خدا انسان است ! تو برای بخشیدن چه داری ؟ ثروتت ؟ دانشت ؟ جانت ؟ همه این ها خوب است اما چرا از گنج بی پایانی که در وجودت داری خرج نمی کنی ؟ محبت ! حاضری آنرا ببخشی ؟ با خنده ای بر لبت یا اخلاقی خوش یا دستان پرمهری که بر سر کودکی خسته از کار می کشی یا با محبتی که به عشقت می کنی یا … مطمئن باش گنجت تمام نمی شود بلکه زیاد خواهد شد پس از بخشیدنش دریغ نکن !
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 19:38
+4
محمد
محمد

ﺩﺭﺩﯾﻌﻨـﯽ :
ﺍﻣﺸﺒــﻢ ﻣﺜــﻞ ﺷﺒــﺎﯼ ﺩﯾﮕـﻪ
ﺭﻭ ﺗﺨﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﺑﮑﺸـــﯽ
ﺁﻫﻨﮕــــ ﺑــﺰﺍﺭﯼ ﻭ ﺑـﺎﺯﻡ ﻓﮑــﺮ ﮐﻨــﯽ
ﺑـﻪ ﺣﺮﻓﺎﯾـــﯽ ﮐــﻪ ﺑﺎﻫــﻢ ﻣﯿﺰﺩﯾــم…
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ خیلی همراهم بودی….
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ حتی یه نگاهش برات یه دنیا ارزش داره…
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ چقدر باهم دعوا کردیم و آشتی کردیم…
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ کلی حرف توی دلت می مونه و نمیتونی بهش بگی…
ﺑﻪ ﺍﯾﻨـﮑـﻪ….
لعنت به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ ها….
و ﻣﺜـــﻞ ﻫﻤﯿﺸــﻪ ﭼﺸﻤــﺎﺕ بایــد ﺗﻘﺎﺻـــ ﭘﺲ ﺑـــﺪن…
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 18:48
+4
محمد
محمد

كنج اتاق نشسته ام...مى بارد...دلش را ميگويم...
داد مى كشد...خيلى پراست...دلش راميگويم...
ديشب كه بااوحرف ميزدم به اين رسيدم كه صدايم را نمى شنود...
امشب به اين نتيجه رسيدم كه صدايم راشنيد...
زارميزند...مثل ديشب من...اشك ميريزم مثل امشبش...
صدايم راشنيد...دلش ابرى بود...سياه وتيره...خدايم راميگويم...
تااو رادارم همه راپس ميزنم...تااوهست بى منت,به تو نيازى ندارم بامنت...
او همه كس من هست.....خدايم راميگويم...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 18:46
+4
محمد
محمد
دلی که اندوه دارد شانه میخواهد نه نصیحت...
کاش همه این را میفهمیدند!...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 18:38
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ