یافتن پست: #دار

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی باید دست از سرش برداری… و به جاش از پات، برای شوت کردنش استفاده کنی
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 17:59
+3
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
یه دوست پسر هم نداریم که وقتی پفک میخوریم دستامونو یواشکی به صندلی های ماشینش بمالیم!{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 17:52
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
با دوس دخترم داشتیم از خیابون رد میشدیم ، عینک دودی زده بود. گشت اومد گفت خانوم چه نسبتی با شما دارن؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
... ... .
.
.
منم گفتم : خانوم کور هستن دارم از خیابون رد می کنم.
کصافط باهام کات کرد!!
تازه کلی هم پیش ماموره بهم فحش داد!
ماموره مونده بود بخنده یا بگیره
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 16:25
+4
behzadsadeghi
behzadsadeghi
تویی که زیاد ادعات میشه همه دنبالتن ، بهتره بدونی که جنس ارزون زیاد مشتری داره.....{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 02:04
+7
behzadsadeghi
behzadsadeghi
نامم را سنگي نگه مي دارد/خودم را گوری.. و يادم را.......نمي دانم !!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 01:55
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
خـوشا آنـان کـه در بـازار گیتـی خـریـدار وفـا بـودنـد و هستـند خـوشا آنـان کـه در راه رفـاقـت رفیـق بـاوفـا بــودنـد و هستـند

بـه سلامتـیه رفیـق بـا مـرام و معـرفـت
کمیــاب هســت ولـی نـایـاب نیـسـت
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 00:14
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سخـــــــــتــی تــنهــایی را وقتـــــی فــــهمیـــدم
کــ ــه دیــدم مترسکـــــ

بـه کــلاغ میــ ــگویــد:

هرچــقدر دوستـــ ــ داری نوکــ بزن

فقـــط تنهــام نــذار!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 19:51
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه دوس پسرم نداریم تصادف کنه بمیره
بعد برم سر قبرش و فامیلاش بگن کوفتش بشه چه دوس دختر خوشگل و
خوشتیپی تور کرده بود
ومن الله توفیق...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 19:48
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نمی دانم دوستش دارم یا نه؟!

با هم قدم میزنیم

با هم میخوابیـم

دلم که میگیرد، آغوشش را بـــاز می کنـــــد

و بر گونه هایم بوسه میزند

اما نمی دانم دوستش دارم یا نه؟!

” تنهاییـــــم را ” …
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 19:45
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نه ...

کاری به کار عشق ندارم

من هیچ چیز و هیچ کس را دیگه در این زمانه دوست ندارم

انگار این روزگار چشم ندارد من و تو را یک روز خوشحال و بی ملال ببیند

زیرا هر چیز و هر کس که دوست تر بداری

حتی اگر یک نخ سیگار یا زهر مار باشد از تو دریغ می کند

پس با همه وجودم خود را زدم به مردن تا روزگار دیگر کاری به کار من نداشته باشد

این شعر را هم نا گفته می گذارم ...

تا روزگار بویی نبرد که ...

گفتم که ...

دیگه کاری به کار عشق ندارم !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 19:41
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ