پیش بیا ، پیش بیا ، پیشتر
تا که بگویم غم دل بیشتر
دوست ترت دارم از هر چه دوست
ای تو به من از خود من خویشتر
دوست تر از آنکه بگویم چقدر
بیشتر از بیشتر از بیشتر
داغ تو را از همه داراترم
درد تو را از همه درویش تر
هیچ نریزد به جز از نام تو
بر رگ من گر بزنی نیشتر
فوت و فن عشق به شعرم ببخش
تا نشود قافیه اندیش تر
(قیصر امین پور)
اشتباه می کنند بعضی ها
که اشتباه نمی کنند!
باید راه افتاد،
مثل رودها
که بعضی به دریا می رسند،
بعضی هم به دریا نمی رسند...
رفتن، هیچ ربطی به رسیدن ندارد!
(سید علی صالحی)
کاش میشد بنویسم بزنم بر در باغ
که من از این همه دیوار بدم می آید
دوست دارم به ملاقات سپیدار روم
ولی از مرد تبر دار بدم می آید
ای صبا بگذر و از من به تبر دار بگو
که از این کار تو بسیار بدم می آید...
(محمد سلمانی)