یافتن پست: #دار

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گفته بودی درد دل کن گــــــــــاه با هم صحبتی

کو رفیق راز داری؟ کــــــــــــــو دل پرطاقتی؟

شمع وقتی داستانم را شنید آتش گـــــــــرفت

شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتـــــــــــی

تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد

غنچه‌ای در باغ پرپر شد ولی کــــــــو غیرتی؟

گریه می‌کردم که زاهد در قنوتم خیره مــــــــاند

دور باد از خرمن ایمان عــــــــــــــــــــاشق آفتی

روزهایم را یکایک دیدم و دیـــــــــــــــدن نداشت

کاش بر آیینه بنشیند غبار حســـــــــــــــــــرتی

بس‌که دامان بهاران گل به گل پژمرده شــــــــد

باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتــــــــــــــی

من کجا و جرئت بوسیدن لبهای تـــــــــــــــــــو

آبرویم را خ[!] عاقبت با تهمتـــــــــــــــــــــی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:42
+3
AmiR
AmiR
بيشتر مردها آرزوي بزرگ دارند ، اول داشتن خونه ، دوم داشتن ماشين براي فرار از خونه!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:41
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دیدید...!!!


نوشته‌هایی هستند که خواندنشان سنگین است



حالت را عوض می کنند. ضربان قلبت را بالا میبرند 

و پُراند از غم ِشیرین...


دوست داری مرورشان کنی
و بعد هم یادداشتی پایش بنویسی .

اما بعضی نوشته‌ها سنگین‌تر‌اند...


نمیتوانی بیش از یکباربخوانیشان.


خط به خط که پایین میروی کلماتش ...


آوار میشوند بر سرت...


بر شانه‌هایت سنگینی می کنند "



 

بس که درد دارند بس كه تو را نوشته‌اند

دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:36
+2
AmiR
AmiR

خداوند ديد مرد گرسنه است نان را آفريد ديد تشنه است آب را آفريد ديد در تاريكي است

نور را آفريد ديد هيچ مشكل ديگه اي نداره زن را آفريد!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:29
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پس از اَفرینش اَدم خدا گفت به او: نازنینم اَدم....


 


با تو رازی دارم !...


 


اندکی پیشتر اَی ...


 


اَدم اَرام و نجیب ، اَمد پیش !!...


 


... زیر چشمی به خدا می نگریست !...


 


محو لبخند غم آلود خدا ! .. دلش انگار گریست ....


 


نازنینم اَدم!!. ( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید ) !!!..


 


یاد من باش ... که بس تنهایم !!....


 


بغض آدم ترکید ، .. گونه هایش لرزید !!...


 


به خدا گفت :


 


من به اندازه ی ....


 


من به اندازه ی گلهای بهشت .....نه ...


 


به اندازه عرش ..نه ....نه ...


 


من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من ، .. دوستدارت هستم !!....


 


اَدم ،.. کوله اش را بر داشت ...


 


خسته و سخت قدم بر می داشت !...


 


راهی ظلمت پر شور زمین ...


 


آه .... بنده غمگین اَدم!...


 


در میان لحظه ی جانکاه ، هبوط ...


 


 زیر لبهای خدا باز شنید ،...


 


نازنینم اَدم !... نه به اندازه ی تنهایی من ...


 


نه به اندازه ی عرش... نه به اندازه ی گلهای بهشت !...


 


که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !!!!


 


نازنینم اَدم .... نبری از یادم ؟؟!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:27
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:25
+2
AmiR
AmiR
در پي كاهش جمعيت پسران نسبت به دختران:

درخيابان: دختر:جـووون! تـو!

پسر: ايييييييييييش! ********!

دختر: شماره بدم زنگ مي‌زني؟!

پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم مي‌شي!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:25
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چه شب است ؟ یارب امشب که ز پی سحر ندارد
من و این همه دعا ها که یکی اثر ندارد
همه زهر داده پیکان خورم و رطب شمارم
چکنم ؟ که نخل حرمان به ازین ثمر ندارد
تو بکُش ، بکش به خنجر بنگر به جان عاشق
که به غیر عشقبازی گنه دگر ندارد
غلط است آنکه گویند : به دل ره است دل را
دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد
دم آخر است ( عرفی ) به رخش نظاره ای کن
که امید باز گشتن کس از این سفر ندارد
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:18
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:11
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی می گویم : دیگر به سراغم نیا !
فکر نکن که فراموشت کرده ام ….
یا دیگر دوستت ندارم !
نه ….
من فقط فهمیدم :
وقتی دلت با من نیست ؛
بودنت مشکلی را حل نمی کند ،
تنها دلتنگترم میکند … !
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1392/06/19 - 21:48]
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 21:47
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ