یافتن پست: #دار

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سرِ میزِ ناهار بابام با خنده به مادرم گفت :
اگه من برم زن بگیرم ، تو چیكار میكنى!!!!!!!!
مادرم هم خیلى جدى برگشت به بابام گفت :
هیچى خودت و بچه هارو ،
همتونو باهم یه جا پاره میكنم ؟؟؟؟؟؟
بعد یهو غذا رو از رو میز برداشتُ گفت :حیف من كه تو این خونه دارم زحمتِ توِ و این بچه هاىِ بیشعورتُ میكشم !!!كوفت بخورید !!!!!اصلاً پاشید برید گُمشید ببینم !!!!از ناهار خبرى نیست ؟همتون برید بمیرید ؟؟
آخه مرض داری بابا این چه حرفیه آخه میزنی
الان من گشنه وتشنه از تو حیاط دارم براتون پست میزارم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:23
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
داداشم داشت از باغچه پر گلمون عکس میگرفت ، توجه کنید فقط از گل ها عکس میگرفت
گفت یک . . . دو . . . سه
فک و فامیله داریم ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:10
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیروز مامانم صدام کرد گفت بیا با ماشین منو تا فلان جا برسون
گفتم حال ندارم، برو از آژانس سر کوچه ماشین کرایه کن. ا
.
.
.
.
اونم هیچی نگفت و رفت
الان بهش می گم مامان گشنمه پاشو غذا درست کن. برگشته می گه حال ندارم
برو سر کوچه زیر آفتاب بشین فتوسنتز کن
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:53
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند بلبل شوقم هوای نغمهخوانی میکند همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند بلبلی در سینه مینالد هنوزم کاین چمن با خزان هم آشتی و گلفشانی میکند ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز چشم پروین همچنان چشمکپرانی میکند نای ما خاموش ولی این زهرهی شیطان هنوز با همان شور و نوا دارد شبانی میکند گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان با همین نخوت که دارد آسمانی میکند سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز در درونم زنده است و زندگانی میکند با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند بی‌ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی چون بهاران میرسد با من خزانی میکند طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند آنچه گردون میکند با ما نهانی میکند می‌رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان دفتر دوران ما هم بایگانی می‌کند شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید ور نه قاضی در قضا نامهربانی میکند

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:42
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

نیا باران ،
زمین جای قشنگی نیست ،
من از اهل زمینم
خوب میدانم که گل در عقد زنبور است
ولی سودای بلبل دارد و پروانه را هم دوست میدارد

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:41
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:37
+6
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دوستت دارم پریشان
شانه می خواهی چه کار ؟


دام بگذاری اسیرم  
دانه می خواهی چه کار ؟


شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن
گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار ؟
آخرین ویرایش توسط ramin-rtbm در [1392/05/11 - 15:34]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:34
+3
AmiR
AmiR

چند ماه گذشته از رفتنت

هنوز ازت خبرری نیستو منم دارم

دیونه تر میشم

دلم برا صدات

برا دوستدارم گفتنات

برا طرز نگات

برا خندیدنات

برا عطر تنت

تنگ شده

خدایا از تو میخوامش خودت برشگردونش
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:33
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تجاوز 2 دختر 10 ساله به پسر 27 ساله! این اتفاق در محله ی جردن رخ داده مادر دختر 10 ساله از خانه بیرون میرود برای خرید دختر درب خانه ی همسایه را میزند پسری 27 ساله به اسمه مهدی در رو باز میکنه الناز میگوید :میشه بیایید خانه ی ما زیر غذا رو کم کنید تا مادرم برسه من از گاز میترسم، وقتی مهدی وارد خانه میشه زیره گاز رو کم میکنه الناز برای مهدی شربت میاره داخل شربت داروی بیهوشی ریخته بود، مهدی با خوردنه شربت به خوابی عمیق فرو میرود در همین لحظه الناز داد میزنه سارا بیا یه نفرسره کار رفته همه ی این متن رو خونده
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:32
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بچه بودیم ، هرکی بهمون فحش میداد
کف دستمونو نشونش میدادیم
میگفتیم آینه آینه !
حالا اگه جرات داری به بچه های امروزی فحش بده
یه چیزی جوابتو میده که باید معنیشو از بابات بپرسی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:21
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ