یافتن پست: #دار

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

می گریم و می خندم ؛ دیوانه چنین باید
می سوزم و می سازم ؛ پروانه چنین باید

می کوبم ومی رقصم ؛ می نالم ومی خوانم
در بزم جهان شور؛ مستانه چنین باید
من این همه شیدایی ؛ دارم زلب جامی
در دست تو ای ساقی ؛ پیمانه چنین باید
خلقم ز پی افتادند ؛ تا مست بگیرندم
در صحبت بی عقلان ؛ فرزانه چنین باید
یکسو بردم عارف ؛ یکسو کشدم عامی
بازیچه هر دستی ؛ طفلانه چنین باید
بر تربت من جانا ؛ مستی کن ودست افشان
خندیدن بر دنیا ؛ رندانه چنین باید

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 01:23
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
  • AsiyE (21 رای و 63.63.. درصد )
  • xroyal54  (12 رای و 36.36.. درصد )
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/05/12 - 00:26]
14 دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 00:25
+20
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

گفتا که کیست بر در ؟ :
گفتم : کمین غلامت
گفتا : چه کار داری ؟
گفتم : مها ! سلامت
.
گفتا که چند رانی ؟
گفتم که تا بخوانی
.
گفنا که چند جوشی : گفتم که تا قیامت

مولانا

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 00:09
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

میان دیدن وندیدن،رفتن ونرفتن،چیدن ونچیدن و بودن ونبودن تردید نباید کرد
دیدن افق های روشن رفتن به میهمانی گنجشک ها
چیدن شکوفه ها وبهار نارنج ها
همه بهانه برای بودن است
وماندن
بدون تردید گنجشک ها فردا وفردا ها قصه ها وحرف ها برای ما دارند
پنجره را بگشا به دریا وبه خورشید بنگر دعای سبزم ارزانی نگاهت باد

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 23:58
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دارم دق میکنم چه جور فراموشت کنم من اخه چه جور میشه،
که ترک اغوشت کنم من
تو احساسمو بستی،
به همه حیله و نیرنگ
مگه چی کم گذاشتم،
به جز محبت و دل تنگ
همه احساس من به پای حیله هات حروم شد همه جونم و عمرم،
به پات نا تموم شد
می خواستم تو رو تو اوج اسمونها ببرم
من
اخه چه جور دلت امد جداشی از، عشق و دل من اره عشق و دل من

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 23:57
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ای که خود سایه بالای سرم میباشی
مایه برکت چشمان ترم میباشی

کمکم کن که دوباره به تو محتاج شدم
باز در معرکه چشم تو تاراج شدم

چند وقت است مرا عاشق خود ساخته ای
آتش عشق به این غمکده انداخته ای
چند سالست که از چشم تو محروم شدم

باز قربانی این سنت مرسوم شدم

من به چشمان اهوراییت ایمان دارم

با که گویم که ترا دوست تر از جان دارم
همه دار و ندارم همه چیزم  هستی
و بقول دل غمدیده عزیزم هستی

شیوه چشم تو آموخت که عاشق باشم

پای چشمان نجیب تو شقایق باشم

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 23:50
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
من خدا را دارم

کوله باری بر دوش

سفری می باید : سفری بی همراه

گم شدن تا ته تنهایی محض

سازکم با من گفت : هرکجا لرزیدی : از سفر ترسیدی

تو بگو از ته دل : من خدا را دارم

و اکنون من و سازم چندی است که فقط با اوئیم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 23:44
+3
AmiR
AmiR
دوست دارم زیاد خدا جون

ولی چرا انقد اذیتم میکنی
ب چی قسم بخورم دارم
دیونه تراز مجنون ک دیوانه عشق لیلی بود میشم
 
کمکککککککککککککککککککم کنید
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 22:59
+2
AmiR
AmiR
دير آمدی
تمام شده ام ديگر

بس كه بلعيده ام اندوه نبودت را
...
هنوز اما همانند حاتم ام

می بخشمت

با آنكه هزار شب بی خوابی

طلب دارم از تو
!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 17:48
+4
AmiR
AmiR
من و تو یکی دهانیم که به همه آوازش به زیباتر سرودی خواناست من و تو یکی دیدگانیم که دنیا را هردم در منظر خویش تازه تر می سازد نفرتی از هر آنچه بازمان دارد…
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 17:45
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ