یافتن پست: #دایی

مهسا
مهسا
آدمی که منتظر است ؛ هیچ نشانه ای ندارد .... هیچ نشانه ی خاصی ندارد فقط .... با هر صدایی برمی گردد...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 22:02
+2
مهسا
مهسا
خداییش دمـــــــش گرم این نشون میده که هیچ چیز مانع رشـــــــــد خانوما نمیشــــههه{-32-}{-32-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 03:25
+5
عسل ایرانی
عسل ایرانی
وقتی علی دایی اعمال قانون می شود
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 01:05
+7
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
خدارا برایتان آرزو دارم چون اوست که مهربانانه به همه عشق میورزد وبی معرفتی نمی کند . هر چندکه ما نسبت به او قافلیم. پـَـــ نــه پـَـــ god be save all of them همیشه خدایی هست که تمام شانه هایش را برای
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:43
+1
مهسا
مهسا
خزان شد دلم را می گویم .. پر از برگهایی زرد می دانم راه رفتن روی برگ چه لذتی دارد چه صدایی برو .. باز هم راه برو می خواهم بشنوم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:48
+2
sasan pool
sasan pool
سلام ای غروب غریبانه دل سلام ای طلوع سحرگاه رفتن سلام ای غم لحظه های جدایی خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای قصه عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن عشق خداحافظ ای عطر شعر شبانه خداحافظ ای همنشین همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می سپارم به دلهای خسته تو را می سپارم به مینای مهتاب تو را می سپارم به دامان دریا اگر شب نشینم اگر شب شکسته تو را می سپارم به رویای فردا به شب می سپارم تو را تا نسوزد به دل می سپارم تو را تا نمیرد اگر چشمه واژه از غم نخشکد اگر روزگار این صدا را نگیرد خداحافظ ای برگ و بار دل من خداحافظ ای سایه سار همیشه اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم خداحافظ ای نوبهار همیشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 18:09
+2
sasan pool
sasan pool
نمي رنجم اگر باور نداري عشق نابم را که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری صدایی از صدای عشق خوش تر نیست حافظ گفت اگر چه بر صدایش زخم ها زد تیغ تاتاری اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست من از تو می نویسم و این کیمیا کم است سرشارم از خیال و لی این کفاف نیست در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است تا این غزل شبیه غزل های من شود چیزی شبیه عطر حضور شما کم است گاهی تو را کنار خود احساس میکنم اما چقدر دلخوشی خواب ها کم است خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست آیا هنوز آمدنت را بهار کم است.{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 17:57
-1
rAmin
rAmin
شعر طنز شاعر زن میگه : به نام خدایی که زن آفرید حکیمانه امثال ِ من آفرید خدایی که اول تو را از گل و بعداً مرا از خشت آفرید! برای من انواع گیسو و موی برای تو قدری چمن آفرید! مرا شکل طاووس کرد و تو را شبیه بز و کرگدن آفرید! به نام خدایی که اعجاز کرد مرا مثل آهو ختن آفرید تو را روز اول به همراه من رها در بهشت عدن آفرید ولی بعداً آمد و از روی لطف مرا بی کس و بی وطن آفرید خدایی که زیر سبیل شما بلندگو به جای دهن آفرید! وزیر و وکیل و رئیس ات نمود مرا خانه داری خفن! آفرید برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب شراره، پری، نسترن آفرید برای من اما فقط یک نفر براد پیت من را حَسَنْ آفرید! برایم لباس عروسی کشید و عمری مرا در کفن آفرید پاسخ شاعر مرد: به ‌نام خداوند مردآفرین که بر حسن صنعش هزار آفرین خدایی که از گِل مرا خلق کرد چنین عاقل و بالغ و نازنین خدایی که مردی چو من آفرید و شد نام وی احسن‌الخالقین پس از آفرینش به من هدیه داد مکانی درون بهشت برین خدایی که از بس مرا خوب ساخت ندارم نیازی به لاک، همچنین رژ و ریمل و خط چشم و کرم ت{-20-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 15:42
+3
امیرحسین
امیرحسین
جدایی نادر از سیمین اسکار می گیرد ، جدایی من از تو جانم را ...!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 14:03
+2
rAmin
rAmin
من ترجیح می دهم به گونه ای زندگی کنم که انگار خدایی هست و بعد از مرگ متوجه شوم که خدا نیست به جای این که بگونه ای زندگی کنم که انگار خدایی نیست و بعد از مرگ متوجه شوم که خدایی هست ...{-14-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 13:34
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ