یافتن پست: #دایی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعتراف می كنم وقتی بچه تر بودم زنگ زدم گوشی داییم بعد چند تا بوق رفت روی پیغام گیر...
منم كه اون موقع نمی دونستم پیغام گیر چیه!
یه دفعه دیدم داییم داره میگه : با سلام لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید
من: الو؟؟!! الوووو؟؟!! دایی خودتی؟؟!! چرا حرف نمی زنی؟؟!! همین الان باهام حرف زدی؟؟!! دایی مسخره نكن دیگه؟؟!! دایی مردی؟؟!! داااااییییی؟؟!! چرا هیچی نمیگی؟؟!!...
هیچی دیگه...
تا یه عمر سوژه فامیل بودم :(
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 17:30
+4
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 17:07
+2
-1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
*موبایلم از صبح تا شب یه دونه زنگ هم نمی خوره ، حتی یه پیامک و حتی هرز نامه پیامکی …
بعد همین که میرم دستشویی و برمیگردم :
۴ تا از کمپانی های بزرگ برای استخدامم زنگ زده بودن …
از امور دانشجویی هاروارد برای بورسیه تحصیلی من …
سازمان سنجش برای نتیجه کنکور سال پیش …
معلم ابتداییم واسه دادن جاییزه ای که مامانم واسم خریده بود …
مشترک گرامی اگر در دستشویی نبودید برنده جایزه بانک ملت می شدید !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 16:15
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه بنده خدایی
مو کاشته
دماغشو عمل کرده
بوتاکسم کرده
ابرو هاشم که مثه نخ کرده
...لبشم پروتزیه
فقط هر کاریش میکنیم سیبیلاشو نمیزنه..
میگه:
.
.
.
"مرد باید سیبیل داشته باشه..!"
دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 12:56
+3
korosh
korosh
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 12:39
+5
-1
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 11:42
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 11:10
+1
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 11:08
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آه دوباره همان چشم ها،

که زمانی مرا چنان عاشقانه سلام می داد،

و دوباره همان لبها،

که زندگی ام را شیرین می کرد!

و دوباره همان صدا،

صدایی که زمانی چنان مشتاقانه می شنیدم اش.

فقط من همان نیستم که بودم،

به خانه بازگشته ام اما دگرگون.

از بازوان سفید و زیبایش

که سفت و عاشقانه به دورم می پیچید،

به قلبش رسیده ام.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 22:50
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز خونه ی داییم اینا بودم،
تلفنشون زنگ زد.
پسرداییم که 5سالشه جواب داد؛بعدش زن داییمو صدا کرد گفت :
مامان ... بیا گودزیلاس!
گفتم : سروش این چه حرفیه؟ گودزیلا یعنی چی؟
میگه : مامانم گفته عمه هات زنگ زدن بگو : گودزیــلا !
اگه خاله هات بودن بگو : نازیـــلا !
میگم : خب حالا کی بود ؟

میگه : مامانت بود دیـــــگه ...!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 17:21
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ