یافتن پست: #درد

nahid
nahid
مشكل جديد لر ها
استامينوفن از كجا مي فهمه ما كجامون درد مي كنه؟
{-36-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 22:47
+4
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
اگه یه روز صبح خیلی خوشحال از خواب بیدار شدی و دیدی همه چیز خیلی خوبه، نه غمی هست نه دردی بدون که دیشب تو خواب مردی! روحت شاد !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 21:52
+7
hadith
hadith
امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری، که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر، فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود، دلش آغوش گرم میخواهد.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 20:45
+8
☺SAEED☻
☺SAEED☻
گـوش کن لعنـتی...این که من می کـشم، درد بـی تو بودن نیـست!...تـاوان با تو بـودن استـ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 20:32
+7
گرگ
گفت دانایی: که گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!
لاجرم جاری است پیکاری سترگ
روز و شب، مابین این انسان و گرگ
زور و بازو چارۀ این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست
ای بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوی گرگ خویش
وی بسا زورآفرین مرد دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته میشود انسان پاک

و آن که از گرگش خورد هر دم شکست
گرچه انسان می نماید، گرگ هست!
و آن که با گرگش مدارا می کند،
خلق و خوی گرگ پیدا می کند.
در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری، گر که باشی همچو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را میدرند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند
این که انسان هست این سان دردمند
گرگ ها فرمانروایی می کنند؛
و آن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب؟

(فریدون [!])
آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1390/12/27 - 12:51]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 19:11
+8
sasan pool
sasan pool
باور کن که نیازی نیست به یاد کسی که نیست ...... اولش ترسناک ، بعد دردناک ، و بعد آزاد و رها و شاد ........... فراموش می کنم!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 19:08
+8
ali rad
ali rad
می نویسم: " عشق"

می خوانم: "درد "

مثل برگی که در آغوش باران امروزعصر

(دوباره) تــــــر شد از تنهایی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 18:51
mah3a
mah3a
نیمه ی گم شده ی من باید یه آدم خیلی ولگردی باشه كه تا الان پیداش نشده...یه همچین آدمی به درد زندگی نمیخوره...اصلأ بره بمیره :|
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 18:38
+5
sasan pool
sasan pool
از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست


من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز

بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست


غمدیده ترین عابر این خاک منم من

جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست


در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا

مانند کویری که در آن قافله ای نیست


می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس

در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست


شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد

هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 18:32
+2
ali rad
ali rad
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند
سخت بالا بروی ساده بیایی پایین
قصه تلخ مرا سرسره ها می فهمند
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 18:30

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ