و از مردم به تنهایی پناه می برم!
راست می گفتی نیما!
عابرین ای عابرین بگذرید از راه من بی هیچ گونه فکر دشمن می رسد می کوبدم بر در خواهدم پرسید نام و هر نشان دیگر وای بر من به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را تا کشم از سینه ی پر درد خود بیرون تیرهای زهر را دلخون وای بر من
راس میگی رفیق فقط نامحرمان که دس به دلت میزارن ولی بعضیا که محرم تنهاییت میشن پارو دلت میذارن .....این درد داره
اره والا
عاشق عکساتم رضا
اين پست را سکوت مي کنم تو بنويسـ...!تـــــو بنويســ...از دلتنگي هايتـــ ...از دردهايتــ ...از هرچه دلتـــــ مي گويد...!
بگو خواهر.......بگووو
گوووووووووووووووووووووووووووووووووووووو گفتم
نگفتی..........اب قعطع
بلو باباه