یافتن پست: #در

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

گاهی در سرزمین های بی حاصل و لم یزرع ،
گل هایی می رویند که تو نمی توانی مشابه شان را در هیچ کجای دنیا بیابی .
دیدن این گل های بی نظیر و حیرت انگیز ،
خالی از لطف نیست.
بی تردید در سرزمین بی حاصل احساس تو نیز گل های آگاهی و تجربه های باطنی نابی پیدا می شوند. بگرد،
و آن ها را پیدا کن و شکرشان را به جای بیاور
.
به هستی اعتماد کن
و صبور باش.
برخیز! نوبت عاشقی فرا رسیده است .

دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 23:35
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

اگر زنی را نمی خواهید یا برایش قصد تهیه ی زاپاس را دارید ،
به او مردانه بگویید داستان از چه قرار است ؟! ...
آستانه ی درد او بلند است ...
یا می رود ، یا می ماند ...
هر دو درد دارد ...
اینجا زمین است ،
حوا بودن تاوان سنگینی دارد ...

دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 23:34
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دیوانه نمی‌گوید دوستت دارم…
دیوانه می‌رود
تمام دوست داشتن‌ها را به هر جان کندنی که شده،
از هر دری جمع می‌کند و می‌زند زیر بغلش و می‌ریزد
به پای کسی که
هیچوقت قرار نیست بفهمد دوستش دارد...

دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 23:32
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

بی اعتماد زیستن این سان به آفتاب بی اعتماد زیستن
این سان به خاک و آب
بی اعتماد زیستن این سان به هر چه هست از آن همه شقایق بالند در سحر
تا این همه درخت گل کاغذین که رنگ بر گونه شان دویده
و
بگرفته جای شرم بی اعتماد زیستن این سان به چشم و دست
در کوچه ای که پاکی یاران راه را تنها در لحظه ی گلوله ی سربی در اوج خشم تصدیق می توان کرد
آن هم با قطره های اشکی در گوشه های چشم

دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 23:31
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود با خودش گفت : هی ! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره ! و موهاشو بافت و روز خوبی داشت ! فردای آن روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود هی ! امروز فرق وسط باز میکنم این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت پس فردای آن روز تنها یک تار مو رو سرش بود اوکی امروز دم اسبی میبندیم همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد! روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! فریاد زد : ایول !!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم !

همه چیز به نگاه تو برمیگرده ! هر کسی داره با زندگیش میجنگه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 23:25
+8
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟
گیرم که می کشید
گیرم که می برید
گیرم که می زنید
با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟

دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 23:24
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
دخــتـرا هـر چـی بیشتـر قربـون صـدقـه هـم بـرن

و یـا محـکـم تـر روبـوســی کنـن، هـمـونـقـد از همـدیـگـه بـدشـون مـیاد...!
ناموســن اگه دروغ بگم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 21:11
+8
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ﺯﻥ ، ﺳﯿﻨﻪ ﯼ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﻟﺐ ﻫﺎﯼ ﻗﺮﻣﺰ
ﻣﻮﯼ ﻣﺶ ﮐﺮﺩﻩ
ﺍﺑﺮﻭﯼ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﺯﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﺳﻔﯿﺪ
… ﺷﺐ ﺑﺎ ﺷﮑﻮﻩ ﻋﺮﻭﺳﯽ
ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺵ ﻗﻮﺭﻣﻪ ﺳﺒﺰﯼ
ﻫﻮﺱ ﺷﺐ ﻫﺎﯼ ﺟﻤﻌﻪ
ﻗﺮﺍﺭ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﭘﺸﺘﯽ ﺗﻮﯼ ﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﺯﻥ
ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ
ﮐﻤﺮﺩﺭﺩ ﻣﺎﻫﯿﺎﻧﻪ
ﭘﻮﮐﯽ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ
ﺿﻌﯿﻔﻪ ﯼ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻣﺎﻩ
ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻬﻮﻉ
ﺍﺳﺘﻔﺮﺍﻍ
ﺩﺭﺩﻫﺎﯼ ﮐﺸﻨﺪﻩ ﯼ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ
ﻣﺎﺩﺭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﺯﻥ ﻋﺼﺎﯼ ﺭﻭﺯ ﭘﯿﺮﯼ
ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﻭﻗﺖ ﻣﺮﯾﻀﯽ
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 21:07
+8
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ …
ﻣﺠــــﺎﺯﯼ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﻢ …
ﻣﺠــــﺎﺯﯼ ﺷﺎﺩﯾﻢ …
ﻣﺠــــﺎﺯﯼ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯿﺸﯿﻢ …
ﻣﺠــــﺎﺯﯼ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﺭﻭ ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ ﻣﯿﺪﯾﻢ …
ﺍﻣــــــﺎ ……
ﻭﺍﻗﻌـــﯽ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ !
ﻭﺍﻗﻌـــﯽ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﺸﯿﻢ !
ﻭﺍﻗﻌـــﯽ ﺍﺯ ﻋﺸﻘﻬﺎﯼ ﻣﺠــــﺎﺯﯼ ﻟﻄﻤﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 21:02
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
جوانی عاشق دختری شد ومیخواست با او ازدواج کند
روزی دختر را به همراه دو دوست دخترش به منزل دعوت کرد
و به مادر گفت میخواهم حدسبزنی که عشق من کدامیک است
بعد از رفتن آنها از مادر پرسید: توانستی دختر مورد علاقه مرا از این سه تا تشخیص بدهی
مادر گفت: بله و مشخصات دختر را بیان کرد . پسر با تعجب پرسید:
مادرم از کجا فهمیدی که این دختر مورد علاقه من است؟

مادر جواب داد:

نمیدانم چرا ازش بدم اومد :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 20:39
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ