یافتن پست: #در

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تلویزیون میگــه اگر در هفته 19 ساعت از نت استفاده کنید معتاد هستید:
بسم الله الرحمان رحیم
نگارهستم هـر روز 5 تا 6 ساعت از اینترنت استفاده می کنم
معــــتاد نیــــــــستم تفریــــحی !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 13:02
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کاربردهای مختلف ” مُردن ” در فرهنگ ما !!
برو بمیر : برو گمشو !
بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !
می میرم برایت : عاشقتم !
می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟
… مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟
نمردیم و … : بالاخره اتفاق افتاد !
مردیم تا … : صبرمان تمام شد !
مرده : بی حال !
مردنی : نحیف و لاغر !
مردم : خسته شدم!
من بمیرم ؟ : راست می گی؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 12:57
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هیچوقت اونقدر شـــاخ نشو که فقط جنبه‌ی تزئینی پیدا کنی اونوقته که میبُرنت، آویزونت می‌کنن بالا طاقچه از ما گفتن بود
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 12:52
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یادتونه بچه که بودیم تا توى یه جمعى میرفتیم حوصله نداشتیم،خجالت میکشیدیم بابا مامانمون میگفتن:سلام کردى به عمو؟ ما هم مثل خر تو گل میموندیم! یهو طرف به دروغ میگفت: بعععععله،سلامم کرد پسر گل!!!!
عاشق این ادما بودم،دمشون گرم.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 12:49
+6
nanaz
nanaz
لبخند که میزنی

من زل میزنم به دست هایت ...

به ساعت ِ مچی طلایی ات،

به آستین پیراهنت،

تـــا فرو نروم در زمین


^

لکنت زبان هم بهانه خوبی ست

برای مزه مزه کردن اسمت...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 12:40
+8
nanaz
nanaz
گاهــی اوقات بـــی قانونی ؛

عجیب بیداد می کند در عاشقـــی ….

یکی دور می زند …

امــا …. دیگری جــریمه میشــود و تـــاوان میپردازد …

نمـــــیـدانــــی ،

چه دردی دارد !

وقـــتـی ..

حــــالـم ..

در واژه هــا هــم نــمی گنــــجــد …!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 12:39
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به خنگول میگن:دو ضربدر سی به اضافه ی دویست منهای شصت و هفت تقسیم بر سیزده چند میشه؟مغزش رگ به رگ میشه
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 12:37
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد میروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم که به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 12:35
+4
roya
roya
در CARLO
هـِــ ی غریبـــﮧ !
قیــآفت خیلـے آشنـآست
من و تو قبلا جـآیـے همدیگرو ندیدیــ م ؟
آهـ ـآن… یـ ـآدم اومــد
یــﮧ روزآیـے یــﮧ خاطره هـآیـے بـآ هم دآشتیم
یـآدمــﮧ اون موقع دم از عشق میزدے
هــﮧ … انقدر مــآت نگـ ـآم نکن
عشقت حسودیش میشــﮧ !
دســتات ارزونــی خودتــ..
رآستــے قبل رفتنت : دیگــﮧ هیچ حسـ ے بهت ندآرم
دیگــﮧ وقتــے دیدمت دلم نلرزید
خوآستم بدونـی!
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 10:31
+6
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 10:28
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ