یافتن پست: #در

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

مرد را به عقلش نه به ثروتشزن را به وفايش نه به جمالشدوست را به محبتش نه به کلامشعاشق را به صبرش نه به ادعايشمال را به برکتش نه به مقدارشخانه را به آرامشش نه به اندازه اشاتومبيل را به کاراییش نه به مدلشغذا را به کيفيتش نه به کميتشدرس را به استادش نه به سختیشدانشمند را به علمش نه به مدرکشمدير را به عمل کردش نه به جایگاهشنويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايششخص را به انسانيتش نه به ظاهرشدل را به پاکیش نه به صاحبشجسم را به سلامتش نه به لاغریشسخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش

دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 00:44
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

نیست در شهـــــــــــر نگاری که دل ما ببـردبختــــــــم ار یار شود رختـــــــم از اینجا ببردکو حـریفی کش سر مست که پیش کرمشعاشق سوختـــــــــــه دل نام تمنــــــــا ببرددر خیال اینهـــــــــمه لعبت بهوس میـــــبازمبو که صاحب نظـــــــــــــــری نام تماشا ببردباغبــــــانا ز خزان بیخبرت می بیــــــــــــــنمآه از آنروز که بادت گل رعنــــــــــــــــــــا ببردرهـــزن دهــــــــــر نخفـتست مشو ایمن ازواگر امـــــــــروز نبردست که فــــــــــــردا ببردعلــــم و فضلی که بچل سال دلم جمع آوردترسم آن نرگس مستانه بیغــــــــــــــما ببردسحر با معجــــــــــزه پهلو نزند دل خوش دارسامری کیست که دست از ید بیضا ببـــــردجام میــــــــــنایی می سد ره تنگدلی ستمنه از دست که سیل غمت از جا ببـــــــــردراه عشق ار چه کمینــــــــگاه کماندارانستهر که دانسته رود صرفه ز اعـــــــــــــدا ببردحافظ ار جان طلبد غمـــــــــــــزه مستانه یارخانه از غیـــــــــــــر بپرداز و بهل تا ببــــــــرد

دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 00:42
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنندچون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس ، باز پرستوبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند
گوییا باور نمی دارند روز داوریکاین همه قلب و دغل در کار داور می کنند

دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 00:40
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

شيشه اي مي شکند ... یک نفر مي پرسد...چرا شيشه شکست؟مادری مي گوید...شايد اين رفع بلاستیک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشیمثل یک کودک شیطان آمد، شيشه ی پنجره را زود شکست. کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ی مغرورشکست،عابری خنده کنان مي آمد... تکه اي از آن را بر مي داشت... مرحمي بر دل تنگم مي شد... امشب اما دیدم... هیچ کس هیچ نگفت،قصه ام را نشنید... از خودم مي پرسمآیا ارزش قلب من از شيشه ی پنجره هم کمتر است؟دلم سخت شکست اما، هیچ کس هیچ نگفت و نپرسید چرا؟...

دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 00:39
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

بچه که باشی از “نقاشی” هایت هم می توانند به روحیات و درونیاتت پی ببرند


بزرگ که می شوی از حرفهایت هم نمی فهمند توی دلت چه خبر است!


دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 00:29
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

نامت هرچه هست باشد !

من “باران” صدایت می زنم

آخر سالهاست در دلم خشکسالیست


دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 00:27
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به زن لال هم اگه راز خودتو بسپاری فاش خواهد شد !!! :|

بِــِــتِــــــرکم اگه دروغ بگم.
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 23:37
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه عمر دستات به سوی آسمون بود .....

برای دعا ..... البته نه برای خودت .... که برای ما ......

دعای تو و اجابت خدا پشتوانه ی همیشه ی ما بود ........

دستان پینه بسته ات را میبوسم .......

به پاس دعای یک عمرت فقط یک خواهش از خدا دارم :

نور چشمانم "" مادرم "" را از من نگیر ........

سلامتی همه ی مادرا .........
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 23:27
+5
AmiR
AmiR
اون آپشن درسته ولی ن در مورد هر پسری

ن دختر و ن پسر نمیتونن خاطراتشونو از بین ببرن

همه چی بستگی به خود طرف داره
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 23:13
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از آپشن هایی که پسرا دارن اینه که .
.
.
.
.
.
.
شکست عشقی میخورن در حد خودکشی...
اصن داغون...
ولی باز هر دختر خوشگلی رو که میبینن میگن جو و و ن...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 23:11
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ