یافتن پست: #در

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


گاهى باید بغضت را بخورى و اشکت را تف کنى که مبادا دل کسى بلرزد... حتى درتنهایى خودت حق اشک ریختن ندارى چرا که قرمزى چشمهایت دل میشکند...!


دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 01:08
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


براى فراموش کردنت هرشب آرزوى آلزایمر مى کنم... خوش به حال تو... که وقتى “او” آمد، بدون هیچ دردسرى فراموشم کردى...


دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 01:05
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


حــال ِ مــن خــوب است امــا عــالی می شــوم وقــتی کــه تــــو… با نگــرانی در آغوشــم می گــیری و می گویــی : ” نــه عــزیزم ، تو خــوب نیســتی  …


دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 01:02
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


دلتنگم نه برای کسی از بی کسی... خسته ام نه از تکاپو از در به دری... نه دوستی، نه یادی، نه خاطره ی شیرینی! تنهایم تنهاتر از آن سنگ کنار جاده اما مشتاقم، مشتاق دیدار آنکس که صادقانه یادم کند ...


دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 01:00
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


آنها ڪہ از دور نگاه میڪنند ! می گویند :تو چہ ڪم دارے ؟ هیچ !!! و من باراטּ اشڪهایم را در ابر چشمانم پنهاטּ میڪنم و با لبخند پوچے بہ نشانہ تایید سر تڪاטּ مے دهم ... اما خود میدانم ڪہ هر گاه دروטּ خود را میڪاوم بہ یک غم بزرگ میرسم ...


دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 00:56
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
آخرین ویرایش توسط ramin-rtbm در [1392/05/7 - 00:10]
7 دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 00:09
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

خشاخش برگهای زرد صدای پاییز بود و آغاز بستن پنجره ها کوچه تنها می شد با سوتهای بی وقت عشق
و تدارکی ازلی در کار بود تا حادثه ی عشق در برخوردی ساده میان بادهای گیج پاییزی چشمان ما را تر کند

دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 23:52
+6
be to che???!!
be to che???!!
زيبــائي مــن در عـــرياني ام نيـست امــا باور كـــن پوشــش هـــم براي مــن ارمغــانش نــه نجـــابت اســت نــه امنيـــت كاش چـــشمان تـــو حـــجاب داشــت تــويي كه نميتـــواني پـــاكــــــ ببيــــني
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 23:50
+7
-1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

(( گفت وگوی غنچه و گل ))
غنچه با دل گرفته گفت : زندگی لب زخنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است ، باصدای سبز راز گفتن است
گفت وگوی غنچه وگل از درون باغچه بازهم به گوش می رسد راستی تو چه فکر می کنی ؟؟؟
کدام یک درست گفته اند ؟؟
من فکر می کنم گل به راز زندگی درست اشاره کرده است
هرچه باشد او گل است گل یکی دو پیرهن بیشتر زغنچه پاره کرده است

دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 23:47
+5
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
اگه 1% احیانا من مخاطب خاص کسی هستم از همین تریبیون اعلام میکنم رودرباسی نکن بیا اعلام کن یا حداقل لایک کن می شینیم سر میز مذاکره .الان عصر عصره گفتگو و رایزنیه .خخخ:d
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 23:37
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ