یافتن پست: #در

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
ماندن، سنگ بودن است و رفتن، رود بودن
بنگر که سنگ بودن به کجا می رسد جز خاک شدن
و رود بودن به کجا می رود جز دریا شدن . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/21 - 11:25
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
سوختن قصه ی شمع است ولی قسمت ماست
شاید این قصه ی تنهایی ما کار خداست
آنقدر سوخته ام با همه بی تقصیری
که جهنم نگزارد به تنم تاثیری ..
دیدگاه  •   •   •  1392/04/21 - 11:16
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
زندگی می گذرد، با خوبی ها و بدی هایش، با کمی و کاستیهایش، با آرامش و خشم هایش، حرص و هیجان ها، شاید اما بیش از هر چیز با روزمرگی.
زندگی می گذرد، در تشویش و تردیدها، به سرعت می گذرد، گذشت زمان را حس نمی کنی و فقط حس می کنی که اتفاقی در شرف وقوع است.
آرزو می کنم، هدیه ای برای همه، آنها که می شناسم و نمی شناسم، کاشکی آن اتفاق بیافتد، اتفاقی به نام "خوشبختی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/21 - 11:09
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
گر توانی از محبت حلقه در گوشم کنی / حیف باشد که مرا چون شمع خاموشم کنی / من که از یاد تمام آشنایان رفته ام / وای بر من گر تو هم روزی فراموشم کنی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/21 - 11:00
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
سر بزار روی شونه هام , تا بگم آروم از غصه هام
تا بگم چی امد به سرم ، رفت چرا نازنین دلبرم
عیش و شراب و مستی ، کار ما بود
عشق و خدا و هستی ، یار ما بود
اما شد، رنگ زمستون , نو بهار ما
بزم مهر و جنون در دل به پا بود
سینه لبریزه از شور ، از وفا بود
اما غم ، آمد به قلبم ، ای خدا چرا؟
سوختم ، سوختم من از غم ، دل او پی یار دیگری بود
که عمر رویای من به سر رسید
باختم ، باختم من به او ، همه ی عمرٍ دلدادگی رو
که غربت به خانه ام سرک کشید
دیدگاه  •   •   •  1392/04/21 - 10:56
+6
binam
binam
امشب خیلی فکر کردم
تمام کلماتی که بین ما رد و بدل میشود
تنها این است
سلام
خسته نباشید
و حتی صبح هم تورا نمبینم تا بگویم
سلام
بسلامت
نمیدانم تا کجا این فاصله ادامه دار میشود
اما بدان حتی اگر همین چند کلمه رابطه ی ما باشد
بازهم میگویم
پدر من بهترین پدر دنیاست



به سلامتیه همه پدرهایی که زحمتکش هستند مخصوصا تو این ماه رمضونی خیلی اذیت میشن.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/21 - 01:28
+8
Mohammad
Mohammad
در ميان من و تو
پيشگويان و فالگيران و فنجانهاي قهوه اي كه خوانده نمي شوند..
و نشانه هايي از عشقي دور
شبيه نشانه هاي روز قيامت..
دوستت دارم
و من به خاطر توست كه تمرين پيامبري مي كنم..

کاش می شد جهان را
به دور از قوانین شاعرانه دوست داشت
...

ina hamash delneveshte hastesh,...omidvaram k khosheton biad
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 23:05
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
از عشق تو ليلي ........... رفتم زير تريلي
*
دنبالم نيا اسيرم مي شي
*
همه از مرگ مي ترسند من از رفيق نامرد
*
در پناه مولا
*
به مد پرستان بگو آخرين مد کفن است
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 22:52
+3
-1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
اي ماشين با مرام، نشو نامرد با ما
*
عشق يعني
بهش بگي دوسش نداري ؛
و بعد بري يه گوشه و حسابي گريه کني
*
محبت از درخت آموز که سايه از سر هيزم شکن هم برنميدارد
*
درياي غم ساحل ندارد
*
بابا تو ديگه کي هستي
*
قربون دل غريب پرستت
*
داداش، جون من يواش
*
خوش غيرت
*
بي تو هرگز ............ باتو ؟؟؟؟ عمرا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 22:49
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
قانون نیوتن : شلوار در اصفهان از بین نمی رود بلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل می شود : شلوار > شلوارک>شورت> دم کنی >دستگیره > دستمال>گرد گیری >..نخ دندون
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 22:43
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ