♥ نگار ♥
گاه آدمی
در بیست سالگی می میرد
ولـــــــــی
در هفتاد سالگی
به خاک سپرده میشود
AmiR
حقیقت رفتن...
امکان هجرت تو
تراوش می کند،از خطوط مبهم نگاهت
من پیشتر،دیده بودم
جرقه محال ماندنت را
در سایش دستانمان به رفتنت ایمان دارم،
چون ماهی آزاد به جریان آب
نبودنت،
مرا در سطح بزرگ اشکهایم پر از عطش میکند
چقدر سنگین شده اند شانه هایم!
آخر بعد از تو ترازوی تنهایی ام شده اند...
♥ نگار ♥
در دنیای ما شغال ها و کفتارها توبه کرده اند،
لاشخورها لاشخوری نمیکنند ...!
اما ...
امان از آهوهای تازه به دوران رسیده..،!