ali rad
سکوت تو در من نشسته است.
سکوت تو مثل موریانه در من نشسته است.
تنهاصدا؛
صدای خورده شدن عمر ِ من ...
شاهین
گدا میره در خونهی یه پیرزن و پیرزنه عصبانی میاد دم در و میگه باز اومدی گدایی؟
گدا هم بر میگرده میگه پ ن پ اومدم خواستگاری؟
ali rad
بهار ِ بی تو سرد
به قدر هزار زمستان ...
امید
زندگی دفتری از خاطره هاست…یک نفر در دل شب…یک نفر دردل خاک…یکنفر همدم خوشبختی هاست…یک نفر همسفر سختی هاست…چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد…ما همه همسفریم…
ali rad
داستانمان را شروع کن!
چه قدر حیرانی در مقدمه؟
چه قدر پرسه با کلمه؟
چه قدر درد؟ ...
چه خلاقیتی آفرین(اسمو میگم)
1391/01/5 - 23:46 ( لايک توسط 1 کاربر )
mer300
1391/01/5 - 23:47 ( لايک توسط 1 کاربر )