sina
آیینه چون شکست
قابی سیاه و خالی از او به جای ماند
با یاد دل که آینه بود
در خود گریستم
بی آینه چگونه در این قاب زیستم؟؟؟؟
[!]
نیوشا
طعم بسياري از شكست هاي زندگي را كساني چشيده اند كه در دو قدمي كاميابي از تلاش خود دست كشيده اند.
من نمي گويم هزار بار شكست خوردم، بلكه مي گويم من كشف كردم كه هزار راه براي شكست خوردن وجود دارد.
من در زندگيم حتي يك روز هم كار نكرده ام. آنچه انجام داده ام، تفريح بوده است.
بزرگترين ناتواني ما، كوتاه آمدن است. امن ترين راه براي كاميابي، تلاش براي يك بار ديگر است.
((توماس اديسون))
mohamad
یاد دارم در غروبی سـرد سـرد
میگذشـت از کوچه ما دوره گـرد
داد مـیزد :کهنه قالی میخـرم
دسته دوم جنس عالی میخـرم
کاسه و ظرف سفـالی میخـرم
... گر نداری،کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید
بغضش شکـست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکـرت ولی این زندگیست ؟!
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت آقا سفره خالی میخرید .....؟!؟!
mohamad
ساعت مچی ات را باز کن … دست هایت را در بیاور
بگذار برای یک شب هم که شده
آب ِ خوشی / از گلوی ِ چشمهایت / پایین برود
mohamad
به سلامتی لرزش دست های پیر پدر ...
به سلامتي درياچه اورميه...
نه بخاطر اينكه مظلوم هست فقط به خاطر اينكه هيچ وقتي اجازه نداد كسي توش غرق بشه...