یافتن پست: #در

مهسا
مهسا
آنقدر سکوت را نعره زدم که لال شدم،

آنقدر تنهایی را در آغوش کشیدم که بازوانم در هم فرو رفت،

و آنقدر در میان آشنایان غریب ماندم که گم شدم !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 02:28
+9
Behdad
Behdad
For U

گمان کردم که با من همدل و همراه و همدردی ، به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 02:28
+5
مهسا
مهسا
درد دلهای عاشقانه ایـــن روزا؛

همـــه میگـــن هـــوا چقـــدر دو نفــرســت....


اما مشـکل اینجــاسـت کــه رابطــه ها چند نفــرســت...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 02:16
+11
hadith
hadith
دلم درد می کند. انگار خام بودند خیال هایی که به خوردم داده بودی …
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 02:08
+7
benyamin
benyamin
پشت هرکوه بلند،
سبزه زاریست پر از یاد خدا
و در آن باغ کسی می خواند:
که خدا هست، دگر غصه چرا؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 02:06
+2
Behdad
Behdad
for u

خنجری از پشت در قلبم فرو رفت پشت سرم را نگاه کردم .. کسی جز تو نبود
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 02:05
+6
Behdad
Behdad
محبت به نامرد ، کردم بسی
محبت نشاید به هر نا کسی
تهی دستی و بی کسی درد نیست
که دردی چو دیدار نامرد نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 02:02
+3
مهسا
مهسا
پری های شهر خاکستری من همه عاشق بودند

اما آنکه دلش را در نی لبکی چوبی می نواخت؛

تنها دوره گرد پیر بود ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 01:54
+9
benyamin
benyamin
نكند فكركنى دردل من ياد تو نيست
"گوش كن"
نبض دلم زمزمه اش با تو يكيست.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 01:51
+3
hadith
hadith
همیشه در ریاضیات ضعیف بودم. سالهاست دارم حساب میکنم چگونه من بعلاوه ی تو، شد فقط من …
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 01:45
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ