یافتن پست: #در

Saman Mlh
Saman Mlh
{-18-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:26
+2
ramin
ramin
کسى که کردارش او را به جایى نرساند ، افتخارات خاندانش او را به جایى نخواهد رسانید . . .
11 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:19
+6
Danial
Danial
كمي دروغ بگو پينوكيو
دروغ های تو قابل تحمل تر بود
به خاطر کودکی بود و شیطنت
به خاطر این بود که دنیای آدمها را تجربه نکرده بودی
که ببینی یک دروغ ، چه ها میکند
این جا آدمها دروغشان به بهای یک زندگی تمام میشود
به بهای یک دل شکستن
اینجا دروغ ها باعث مرگ عشق و اعتماد میشود
اين جا آدم ها دروغ هاي شاخ دار مي گويند
بعد دماغ دراز خود را جراحي پلاستيك مي كنند
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:15
+1
sasan pool
sasan pool
در دلم آرزوی آمدنت می میرد، رفته ای اینک اما آیا باز می گردی؟
چه تمنای محالی دارم خنده ام می گیرد.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:09
+2
ramin
ramin
احمد: مامان! اجازه می دهی بروم با اکبر بازی کنم؟
مادر: نه پسرم، اکبر بچه خوبی نیست. آدم باید همیشه با دوست بهتر از خودش بازی کند.
احمد: پس اجازه بدهید اکبر بیاید با من بازی کند! {-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:08
+6
sasan pool
sasan pool
ذهن های بزرگ درباره ایده ها صحبت می كنند، ذهن های متوسط درباره رویدادها حرف می زنند و ذهن های كوچك درباره دیگران!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:00
+2
jamal
jamal
از یه دیوونه میپرسن چرا دیوونه شدی . میگه:من یه زنی گرفتم که یه دختر 18 ساله داشت.دختر زنم با بابام ازدواج کرد .در نتیجه زن من مادرزن پدر شوهرش شد. از طرفی دختر زن من که زن بابام بود پسری به دنیا آورد که میشد برادر برادر من و نوه ی زنم .پس نوه ی منم میشد.در نتیجه من پدر بزرگ برادر ناتنی خودم بودم . چند روز بعد زن من پسری به دنیا آورد که زن پدرم خواهر ناتنی پسرم و مادر بزرگ او شد . در نتیجه پسرم برادر مادر بزرگ خودش بود .از طرفی چون مادر فعلی من یعنی دختر زنم خواهر پسرم بود . در نتیجه من خواهر زاده پسرم بودم.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 10:50
+2
Danial
Danial
فرق زمین خوردن دخترا و پسرا !!!
پسر در حال دویدن...
زااااارت (صدای زمین خوردن)

رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی";)
... ... یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!
________________
دختر در حال راه رفتن...
دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)

رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای...
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 10:45
+4
Saman Mlh
Saman Mlh




با توجه به نزدیک شدن چهارشنبه سوری
قبل از پریدن از روی آتش به موارد زیر توجه کنید:
۱ سایز خشتک
۲ زاویه پرش
۳ استفاده از شورت مامان دوز در زیر شلوار
۴ دوری از هر گونه هیجان و جو زدگی علی الخصوص جلوی دخترا
۵ فاصله مناسب تا شعله های آتش در هنگام پرش
۶ توکل به خدا
آبروی شما آبروی ماست …. ستاد پیشگیری از حوادث غیر مترقبه !



1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 10:29
+2
hooman
hooman
سلام؛همه چیزو درباره ی خودم گفتم!‏ خوشحالم که الان اینجا هستم
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 10:29
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ