یافتن پست: #در

امیرحسین
امیرحسین
دختری به دوستش: فکر کنم دوست پسرم داره بهم خیانت می‌کنه!

دوستش: از کجا فهمیدی؟

دختر: آخه دیشب پرسیدم کجا بودی ، گفت با دوستم میثم بودم…
...
دوستش: خوب الان مشکل چیه؟

دختر: خوب لامصّب دروغ میگه ، دیروز میثم تمام مدت با من بود!
آخرین ویرایش توسط Amir در [1390/12/21 - 01:53]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:57
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
من برم بغل این نی نیه لالا کنم
شبتون شیک و شکلاتی
خوابتون رمانتیک و زیبا{-41-}
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:39
+7
ramin
ramin
دختری به خردمندی گفت: من عاشقت هستم... خردمند گفت: لیاقت شما برادرم است كه از من زیباتر است و پشت سر شما ایستاده... دخترك برگشت و دید كه كسی نیست... خردمند گفت: اگر عاشق بودی پشت سرت را نگاه نمی كردی...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:39
+7
ramin
ramin
خاطرمان باشد به یاد هم باشیم.... شاید سالها بعد در گذر جاده های بی تفاوت از كنار هم بگذریم و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:35
+8
Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
دعای خانم ها : خدایا به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم ؛ صبر بده تا تحملش كنم ؛ اما قدرت نده كه می زنم لهش می كنم ...{-11-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:29
+6
پاراگلایدر
پاراگلایدر
پاراگلایدر سایت جنت آباد [لینک]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:24
+3
reza
reza
اشتباه از ما بود که خواب سر چشمه را

در خیال پیاله می دیدیم

دست هامان خالی

دل هامان پر

گفتگوهامان مثلا ما !

حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب می میریم!

از خانه که می آیی

یک دستمال سفید‌: پاکتی سیگار: گزینه شعر قیصر:

و تحملی طولانی بیاور

احتمال گریستن ما بسیار است ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:14
+2
Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
یادتونه سر کلاس تخته پاک کن رو خیس میکردیم میکشیدیم رو تخته فکر میکردیم خیلی تمیز شد بعد که تخته خشک میشد میدیدم چه گندی زدیم...{-16-}
{-18-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:09
+5
reza
reza
تو كه رفتي پريشون شد خيالم
همه گفتند كه من ديوانه حالم
نمي دونن كه اين ديوانه در فكر شفا نيست
كه هر چي باشه اما بي وفا نيست
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:02
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
من که تصویری ندارم در نگاه هیچ کس
خوب شد هر گز نبودم تکیه گاه هیچ کس
کاش فنجانی نسازد کوزه گر از خاک من
تا نیفتد در دلم فال سیاه هیچ کس
زیر بار ظلممان دارد زمین خم میشود
بی تفاوت شد خدا هم چون که آه هیچ کس
بهترین تقدیر گلها چیدن و پژمردن است
سعی کن هرگز نباشی دلبخواه هیچکس
آخرش چوپان تو را با خنده ای سر میبرد
کاش میشد تا نباشی در پناه هیچ کس
عاقبت در زجر هستی قرص نانت میکنند
ماه دور از دست باش و قرص ماه هیچکس
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:02
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ