maryam
چه خوش خيال بودم...
که هميشه فکر ميکردم درقلب تو محکومم به حبس ابد..!!
يکباره جا خوردم...
وقتى زندانبان بر سرم فرياد زد...
(هى تو)...!
آزادى...!
وصداى گام هاى غريبه اى که به سلول من می آمد...!
benyamin
تو از موسي پيامبرتري، به جاي اشاره ... نگاه کردي ...
به جاي دريا ... دلِ من شکافته شد
maryam
خدایا جای سوره ای به نام عشق در قرآنت خالیست
که این گونه آغاز میگردد :
وقسم به روزی که قلبت را میشکنند
وجز خدایت مرهمی نخواهی یافت!.........
maryam
.به گوشت میرسه روزی ، که بعد از تو چی شد حالم
چه جوری گریه میکردم ، که از تو دست بردارم
نشد گریه کنم پیشت ، نخواستم بچه رفتارم
نخواستم بفهمی تو ، که من طاقت نمیارم
دلم واسه خودم می سوخت ، برای قلب درگیرم
یه روز تو خنده هات گفتی ، تو میمونی و من میرم
سرم رو گرم میکردم ، که از یادم بره این غم
ولی بازم شبا تا صبح ، تو رو تو خواب میدیدم...........
mah3a
یکی از سوالاتی که ذهن منو درگیر کرده اینه که این آتشنشان های محترم، چرا همون طبقه ی اول نمی شینن که وقتی میخوان برن ماموریت مجبور نشن از اون میله ها سر بخورن بیان
maryam
می بخشم کسانی را که هر چه خواستند
با من ، با دلم ، با احساسم کردند
و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند
و من امروز به پایان خودم نزدیکم ،
پروردگارا. به من بیاموز در این فرصت حیاتم
آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند
......
mah3a
من بعد از تموم شدن درسم هم باز میرم دانشگاه که سر کلاس بخوابم .. از بس حال میده لامصب