یافتن پست: #در

Saman
Saman
گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان ، باید یه مشت بخوابونی زیر چشمش! چون آدمی که ابله باشه ، معنی اون سکوت رو هم نمیفهمه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 14:33
+2
Behdad
Behdad
اکیپمون میارم اینجا بلکه از سوت کوری در بیاد{-1-}
حوصلم سرفته{-14-}
یکی یه حرکت بزنه {-11-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 14:21
+4
Naeimeh
Naeimeh
سلام. من Naeimeh هستم، از اعضای جدید ... :)
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 14:14
+2
ebrahim
ebrahim
غضنفر داشته پسرشو در مورد ازدواج نصیحت میكرده، میگه: پسرم خواستی زن بگیری، برو از فامیل زن بگیر.. ببین تو همین دور وبر خودمون، داییت رفته زن داییت رو گرفته… عموت رفته زن عموت رو گرفته… حتی خود من، اومدم مادرت رو گرفتم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 14:10
+3
Danial
Danial
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 13:58
+2
ebrahim
ebrahim
‫تو تهران حکومت نظامی بوده، فرمانده به سرباز میگه که تو اینجا کشیک بده، از هفت شب به بعد هرکسی رو خیابون دیدی در جا بزنش. حرفش که تموم میشه، تا میاد بره سوار ماشینش شه، میبینه صدای گلوله اومد. برمیگرده میبینه سربازهه زده یک بدبختی رو کشته! داد میزنه: احمق! الان که تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه میگه: قربان این یک آدرسی پرسید که عمراٌ تا ساعت نه شب هم پیداش نمیکرد!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 13:57
+6
Danial
Danial
حالات چشم سر کلاس :)

هنگام درس دادن استاد سر کلاس :
(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)

وقتی استاد خبر امتحان رو میده :
(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)
... ...
موقع امتحان:
(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)

وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:
(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)

وقتی که نمره ها رو میزنن :
(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 13:52
+2
mah3a
mah3a
امروز یکی از دوستای نزدیکمو دیدم که با مدرک کارشناسی ارشد مدیریت داشت دستفروشی میکرد...و من با چیزی که دیدم به معنای واقعی عدالت پی بردم!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 13:52
+3
☺SAEED☻
☺SAEED☻
گاهی وقت ها

سکوت..

همان دروغ است..!

فقط...

شیک تر!

مؤدبانه تر!

و با مسئولیت کمتر...!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 13:47
+9
ebrahim
ebrahim
وقتی هنوز یه سالت نشده پدر مادرت هی میگن بگو بابا.. بگو مامان
الان میگی مامان…. میگه زهر مارو مامان !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 13:46
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ