یافتن پست: #در

amir reza
amir reza
بازم نه دیده خفت و نه ‌اندیشه آرمید.
نی زان امیر قافله شب‌، خبر رسید.
آن بامداد پردگی شب‌، كه از افق‌.
سربرزد و به پرده شب گشت ناپدید.
و آن آفتاب‌ دانش و انصاف و مردمی‌.
در شهر بند فتنه اهریمنی چه دید؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 18:11
+3
reza
reza
هــ ــر روز شــاید

ده ها رنگین کمان در دهــانِ ما نطفـ ـه می بست

و بی رنگی کمیاب ترینِ چیزها بود

اگر شـ ـکستنِ قلبــ و غـ ـرور صـدا داشت

عاشقان سکوتِ شبـــ را ویران می کردند

اگر به راستی

خــواست...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 18:10
+1
amir reza
amir reza
وطنم ای شکوه پا بر جا
در دل التهاب دوران ها
کشور روزهای دشوار و
زخمی سربلند بحران ها
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 18:06
+3
amir reza
amir reza
اگر ما (( بي دل و جان )) هستيم ؛ دست کم نسبت به زندگي چنين نيستيم ؛ بلکه ؛ اکنون با همهء انواع (( تمنيات )) روبروييم .
با خشمي ريشخند آميز در آنچه (( آرمانها )) مي ناميمشان ؛ در حال غور و تامل هستيم.
ما خويش را خوار مي شماريم تنها از آن رو که لحظاتي وجود دارند که نمي توانيم آن انگيزش نامربوطي را که (( آرمانگرايي )) نام دارد ؛ مهار نماييم.
تاثير نازپروردگي بيش از اندازه ؛ نيرومند تر از خشم فرد بي دل و جان است .
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:56
+2
amir reza
amir reza
آنهايي که آمادگي براي پاسخگويي به تجاوز دشمن را با گفتن اين سخن که : " جنگ بد است و بايد مهربان بود ، درگيري کار بديست" را رد مي کنند ، ساده لوحاني هستند که خيلي زود در تنور دشمن خواهند سوخت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:50
+4
mitra
mitra
خدا از اديسون پرسيد: اي بنده بگو در جهان چه كردي؟
اديسون گفت: من الكتريسيته را اختراع كردم، كه با آن خانه‌ها روشن شد، كارخانه‌ها بخاطر برق بوجود آمدند، مردم غذايشان را با آن گرم مي‌كردند و…
خدا گفت: اي بنده! بگو ببينم رسانه ملي ضرغامي هم از طريق الكتريسيته كار ميكرد؟... اديسون سرش را پايين انداخت و خود مسير جهنم را در پيش گرفت..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:48
+8
amir reza
amir reza
انتخابات درست و سازنده ، ناجی کشور و نادیده گرفتن آن ، پگاه رستاخیزی هولناک است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:35
+3
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
من عاشق تو هستم
من تو رو می پرستم
یه عمره عاشقانه
به انتظار نشستم
تو ماه آسمونی
فرشته زمینی
برای قلب خستم
پناه اخرینی
بی تو گل وا نمی شه
دردم دوا نمی شه
دلم تا دنیا دنیاست
از تو جدا نمی شه
عاشقم من؛ دنیای من تویی تو
عاشقم من رویای من تویی تو
ای که بی تو, شبم سحر نمیشه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:15
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
سلام

به داداش های گلم خوبید



باشما نبودم دخمل ها با داداشام بودم خودتون رو .... نکنید

چه خبر

شنیدم هنوز کسی جیگر کل انداختن رو نداره

پس درست شنیدم

خوب عیبی نداره

از قدیم یادمه میگفتن



پسرا شیرن مثل شمشیرا دخترا بادکنکن دست بزنی میترکن
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:14
+8
-2
amir reza
amir reza
نم نم باران ، سبب بیداری خاک گشته و آن را شکوفا می کند
خرد هم ناگهان پدید نمی آید زمانی بس دراز می خواهد
و روانی تشنه باران {-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:12
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ