یافتن پست: #در

saeed
saeed
جبران خلیل جبران:چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:01
+6
mina_z
mina_z
می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
"تـعطیــل است"
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
... ... ... ... باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند
فعلا تعطیل است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:48
+4
-1
saeed
saeed
من بودم و

تو

و یک عالمه حرف…

و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!!

کاش بودی و

می فهمیدی

وقت دلتنگی

یک آه

چقدر وزن دارد…
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:46
+3
saeed
saeed
بی هیچ صدائی می آیند
زمانی که نمی دانی
در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و...
بی هیج نشانی از دلت می گریزند
تا تمام چیزی که به یاد می آوری
حسرتی باشد به درازای زندگی
چه قدر بی رحمند رویاهـاا ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:45
+4
سحر
سحر
خداحافظی به سبک ایرانی:

بعد مهمانی از روی مبل بلند میشن میگن خوب آقا زحمت دادیم خداحافظ
دو قدم جلو تر آقا خداحافظ
جلو در آقا خداحافظ
داخل حیاط با صدای بلند آقا تشریف بیارین منزل ما خداحافظ
... جلو در حیاط (ساعت 1 نصف شب)آقا بریم دیر وقته خداحافظ
جلو در ماشین خداحافظ
داخل ماشین خداحافظ
ماشین در حال حرکت بووووووق بوووق یعنی خداحافظ
.
... .
فردا صبح شمسی جون زنگ میزنه به اشرف جون میگه
اوا خدا مرگم دیشب نفهمیدم از اعظم جون خداحافظی کردم؟از طرف من ازش خداحافظی کن....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:42
+6
sasan pool
sasan pool
این ترم آخر بچه های 87 هست.البته برای من آخر نیست هستم تا ترم 12 اگه هم شد کمسیون میرم تا ترم 14 .این شعر تقدیم به ورودی های مهندسی 87 .


‫خدا در هر کسی روحی دمیده /
برایش نقش هایی آفریده /
ولی از آن همه اندک کسی را /
مثال خویش مهندس آفریده /
.
.
روز همه ی مهندسای 87 ی مبااااااارک...‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:33
+1
حمید
حمید
در SMS
من در دنیایی زندگی میکنم که



به آدم عاشق میگن کودن و احمق



ولی به آدم هفت خط میگن مرد زندگی.....................................
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:17
+6
حمید
حمید
در SMS
همیشه در ریاضیات ضعیف بودم



نمیدونم چطوری



من+تو شد



فقط من!{-6-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:15
+5
mina_z
mina_z
سرهنگ: اسمت چیه؟
سرباز: ممد
سرهنگ: این چیه دستت؟
سرباز: این تفنگ
سرهنگ: تفنگ؟
... ... ... این مملکتته, آبروته, زندگیته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و ....؟؟؟؟؟؟؟؟
سرهنگ رو به سرباز دوم کرد وگفت:.... اسمت چیه؟
سرباز گفت: غضنفر
سرهنگ: این چیه دستت؟
غضنفر: این .....خواهر و مادر ممده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:06
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ