یافتن پست: #در

ali
ali
ز این شب های بی پایان،
چه می خواهم به جز باران
که جای پای حسرت را بشوید از سر راهم
نگاه پنجره رو به کویر آرزوهایم
و تنها غنچه ای در قلب سنگ این کویر انگار روییده...
به رنگ آتشی سوزان تر از هرم نفسهایت،
دریغ از لکه ای ابری که باران را
به رسم عاشقی بر دامن این خاک بنشاند
نه همدردی،
نه دلسوزی،
نه حتی یاد دیروزی...
هوا تلخ و هوس شیرین
به یاد آنهمه شبگردی دیرین،
میان کوچه های سرد پاییزی
تو آیا آسمان امشب برایم اشک می ریزی؟

ببارو جان درون شاهرگ های کویر آرزوهایم تو جاری کن
که من دیگر برای زندگی از اشک خالی و پر از دردم
ببار امشب!
من از آسایش این سرنوشت بی تفاوت سخت دلسردم.
ببار امشب
که تنها آرزوی پاک این دفتر
گل سرخی شود روزی!
ودیگر من نمی خواهم از این دنیا
نه همدردی،
نه دلسوزی،
فقط یک چیز می خواهم!
و آن شعری
به یاد آرزوهای لطیف و پاک دیروزی.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 23:41
+2
ali
ali
صدای قدم هایت...
صداي قدم‌هايت را هنوز هم مي‌شنوم.!..

آن‌روزها عاشقانه با هم گام برمي‌داشتيم.

شب‌ها ستاره بوديم در آسمان، .. و هر صبح مي‌رفتيم تا رسيدن به خورشيد.

آن‌روزها در کنار هم، به شماره‌ي قدم‌هامان فکر نمي‌کرديم.

آن‌روزها هيچ‌چيز اهميت نداشت!!!!!!! هيچ‌چيز به اندازه‌ي تو اهميت نداشت.!.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 23:39
+2
hamidreza
hamidreza
من نمیدونم این درس خوندن چی داره که تا میری دو کلمه درس بخونی حتی خاطرات دوران مهد کودک اونم با وضوح (اچ دي یادِ آدم میاد!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 22:40
+3
hamidreza
hamidreza
لبخند بزن!

بدون انتظار پاسخی از دنیا، بدان یک روز دنیا آنقدر شرمنده میشود که بجای پاسخ لبخندت با تمام سازهایت میرقصد. (چارلی چاپلین)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 22:03
hamidreza
hamidreza
دانشمندان دريافتند که در فضا هم لر وجود دارد
لر هايي که به سمت زمين شهاب سنگ پرت ميکنند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 22:01
hamidreza
hamidreza
پدره سر سفره ناهار به پسر بزرگش ميگه: پسر جون برو يک ليوان آب برام بيار.پسره به خواهر کوچيکترش ميگه: مگه نميبيني بابا تشنه است برو يک ليوان آب براش بيار.خواهره به برادر کوچيکترش ميگه: زود پاشو برو يک ليوان آب براي بابا بيار.بچه کوچيکه تا مي خواد يک چيزي بگه، مادرش ميگه: مرد، مگه نميبيني اينها آدم بشو نيستند، خودت پاشو ليوان آبت را بخور، يک ليوان آب هم واسه من بيار
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 22:01
hamidreza
hamidreza
در عالم طبيعت هم بسياري از حيوانات در نبرد زندگي شکست مي خورند و موفق به جفتگيري نمي شوند اما چون عقل و شعور و زبان ندارند شاعر نمي شوند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 22:00
hamidreza
hamidreza
دیدن یه سوسک توی اتاق خواب درواقع مسئله خاصی نیست

مسئله خاص از اونجا شروع میشه که : سوسکه ناپدید میشه … !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 21:55
hamidreza
hamidreza
برای کاهش وزن ابتدا سر خود را به چپ و سپس به راست بچرخانید

این حرکت را چند بار در موقع تعارف شیرینی، شکلات، تنقلات

و غذاهای چرب و چیلی انجام دهید !

حتما لاغر میشوید .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 21:54
+1
hamidreza
hamidreza
گفت از حادثه ای لبریزم ، من پر از فریادم ، در درونم غوغاست

گفتم این حال تو را میفهمم ، دستشویی آنجاست !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 21:52
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ