یافتن پست: #در

ebrahim
ebrahim
جهان سوم جاییه که ...
از دختر بودنت باید در جامعه مجازی لذت ببری و از پسر بودنت در جامعه واقعی !!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:42
+4
مهسا
مهسا
گاهی بعضی حرف ها درد دارد
گاهی بعضی اسم ها درد دارد
این روزها با هر حرفی ُ اسمی دردی آشنا سراغم میآید
؛
منبع درد از آشنا که باشد بیشتر درد دارد ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:39
+7
سحر
سحر
همیشه موقع مدرسه اینجوری بودم
3 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:33
+7
hadith
hadith
استادی را بــه ســوى جهنم مى بردند ...
او از ترس فریاد مى كشید ...
آخر چرا خدایا ... مگر من چه كرده ام ؟!؟!؟
یكى از فرشته ها گفت روتو برم! اون همه نمره 9.5 و حذف و ... استاد فریاد كشید مزخرف است چه مدرکی دارین آخه ؟؟؟؟
... خدا لبخندى زد ...
و به اذن خدا عمه و مادر استاد به سخن درآمدند !{-33-}{-33-}
4 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:32
+8
مهسا
مهسا
تاریکی که ترس ندارد
از مردمانی بترس که در روز روشن
قصد تاراج احســــــــاست را دارند...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:31
+8
مهسا
مهسا
هیچ انتظاری از کسی ندارم!
و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !
مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:29
+7
ebrahim
ebrahim
این هم اروپا... حالا چه جوری میخوای ماشینتو پیدا کنی‌؟ :دی‌
8 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:11
+6
محمد
محمد
از مرد فرانسوی پرسیدند: چرا دست زن رو میبوسی؟ پاسخ داد: چون زن محترم است و نیمه گمشده مرد را تکمیل میکند
مرد آلمانی به این سوال اینگونه پاسخ داد: زن مقدس است چون میزاید و ادامه زندگی در اوست
و پاسخ مرد ایرانی: بالاخره باید از یه جایی شروع کنم دیگه !!
3 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:10
+7
moein
moein
سه تا تهرونی رفته بودن اصفهان به قصد این که اصفهانی ها رو دست بیاندازند.
یه هفته سعی کردن ولی نتونستند. روز آخر وقتی داشتند بر می گشتن تهران، کنار یه توالت عمومی که چند تا اصفهانی هم نزدیکش ایستاده بودن توقف کردند.
یکیشون گفت: اکبر! ما یه بدهی هم به این اصفهانی ها داریم، بدیم و بریم...
رفت توی توالت و... اومد بیرون و همین طور که داشت لباسش رو مرتب می کرد گفت: ما بدهی مون رو دادیم.
یکی از اصفهانی
5 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:09
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ