یافتن پست: #در

ALI
ALI
زندگی با * مای بی بی * شروع میشود و با * ایزی لایف * ختم میشود ، بیایید قدر لحظاتی که با شورت هستیم را بدانیم !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 17:25
+1
مهسا
مهسا
دو چيز در دنيا باقي ميماند : 1- نام نيك 2- آيت الله جنتي{-18-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 16:54
+5
مهسا
مهسا
گاهــــــی دلم برای خودم تنگ ميشود ... گاهـــی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ ميشود .... گاهــــــــــی دلم برای پاكي های كودكانه ی قلبم ميگيرد ... گاهی دلم از رهگذرانی كه در اين مسيـر بی انتها آمدند و رفتند، خسته ميشود ... گاهـــــــی دلم از راهزنانی كه ناغافل دلم را ميشكنند میگیرد ... گاهــــــــی آرزو ميكنم ای كاش ، دلــــــی نبود تا تنگ شود ... تا خسته شود ... تا بشكند ...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 16:51
+4
mina_z
mina_z
مردي در خانه‌اي مي‌رود و از پسر صاحبخانه طلب آب مي‌كند. پسر كاسه‌اي پر از آب آورده، به دست مرد مي‌دهد. ناگهان كاسه از دست مرد مي‌افتد و مي‌شكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي مي‌كند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد مي‌گويد: عيب نداره، به بابام مي‌گم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 16:17
+6
-1
ebrahim
ebrahim
در پی ممنوعیت حضور خانومها در پیست های اسکی بدون سرپرست قانونی ( همسر یا پدر ) اونایی کــه دوســت دارن بـــرن اســـکــــی در خــــدمــتـــشـــونـــیـــم ... نقش شوهر رو بازی می کنیم ... اول از همه یه شارژ 2000 تومانی ایرانسل مسیج میکنی تا 48 ســاعت بــــعـــدش زنــــگ مــیـــزنـــم بـــهـــت باهـــات قــــــرار مـــــــیــــــــزارم ... اگه ماشین خودم بیارم 30000 تومان مــیگیرم ،اگه ماشین خودت بیا
4 دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 16:16
+1
مهسا
مهسا
چه خنده دار که ... : ناز را میکشیم ... آه را میکشیم ... انتظار را میکشیم ... فریاد را می کشیم ... درد را میکشم ... ولی بعد از این همه سال ، آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم ... دست بکشیم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 15:52
+4
مهسا
مهسا
همیشه در زندگیت ، جوری زندگی کن ... که "ای کاش" ، تکیه کلام پیری ات نشود ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 15:46
+6
مهسا
مهسا
محبت زیادی ، همیشه آدمها را خراب می کند . . . گاهی آدمها می روند ، نه برای اینکه دلایل ماندنشان کم شده . . . بلکه به این دلیل که آنقدر کوچکند ، که تحمل حجم بالای محبت تو را ندارند . . . او که رفتنی است ، بگذار برود . . . چه باک ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 15:43
+6
مهسا
مهسا
صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم از شما چه پنهان ما از درون زنگ زدیم!!!!!(مرحوم پناهی)
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 15:38
+5
مهسا
مهسا
وقتي پشت سر پدرت از پله ها مياي پايين و ميبيني چقدر آهسته ميره ، ميفهمي پير شده ! وقتي بعد غذا يه مشت دارو ميخوره ، ميفهمي چقدر درد داره اما هيچ چي نميگه... و وقتي ميفهمي نصف موهاي سفيدش به خاطر غصه هاي تو هستش ، دلت ميخواد بميري{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 15:36
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ