عسل ایرانی
تصاویری تابناک از بمب گزاری روز عاشورا در افغانستان
رضا
صدای گام های گریه می آید دوباره آمدی کنار پنجره ، شعری نوشتی و رفتی این بار صدای قدم های تو را از پس پرده گاه گناه وگریه شنیدم حالا به اولین ستاره که رسیدی بپرس کدام شاعر غزلپوش شبانه ، عشق را در برگ های ولنگار دفتری کهنه می نوشت اما... تو که نشانی شاهراه ستاره را نمی دانی همیشه از سیب و ستاره و روشنی قصرهای کاغذی که می نوشتم می گفتی هزار پروانه هم که بر برگهای دفترت بچسبانی پینه ی پیر و یاس علیل باغچه ی ما گل نمی دهد هیچ وقت بهار طلایی روز و رویا راباور نکردی ! گل من هیچ وقت .....
pooriya jooon
داشتم ميرفتم باشگاه وسط راه يادم اومد يه چيزي رو يادم رفته، برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو بازكرده با تعجب ميپرسه قاسم تويي؟!!!نرفتي باشگاه؟ ميگم:پَــــ نَ پَــــ قاسم رسيد من ديليوريشم�
pooriya jooon
رفتم .درمونگاه , منشيه ميگه : مريض شماييد؟ گفتم پَــــ نَ پَــــ من ميكروبم ,اومدم خودمو معرفي كنم!
pooriya jooon
پدربزرگم فوت كرده تو قبرستونيم دوستم زنگ زده ميگه كجايي؟ ميگم بهشت زهرا ! ميگه واسه چي ؟ ميگم واسه پدر بزرگم. ميگه اِ ؟ فوت كرده ؟ ميگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمريني اومديم مانور !