یافتن پست: #در

مهسا
مهسا
سیر شده ام ، بس که از آدمها زخم خورده ام ... خدا خیرتـــــــــــــان دهد ! به من محبت دروغین تعارف نکنید ! من سیــــــــــرم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 13:07
+4
elahe
elahe
کسی در دلتو می زنه عزیزم مواظب باش قبلش آیفون دلتو تصویری کنی
چون اگه بیاد تو و بشینه دیگه نمی تونی بیرونش کنی
آخه مهمان حبیب خداست...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 13:06
+2
elahe
elahe
غربت دیرینه ام را با تو قسمت می کنم , تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد , من در این ویرانه ها احساس غربت می کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 13:06
+2
عسل ایرانی
عسل ایرانی
این آهنگِ مدرن تاکینگ یادتونه؟ من خیلی دوسش داشتم و عجیب هم اصرار داشتم باهاش بخونم :| اما خب همیشه هم به مشکل برمی خوردم :)) کیــــا اینجــــــوری بودن؟ دستاشون بالا...{-21-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 12:04
+3
reza
reza
سوراخ شدن استقلال درده دقيقه توسط ده نفردر دهه فجرمبارکباد{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 03:20
+2
عسل ایرانی
عسل ایرانی
تصاویری تابناک از بمب گزاری روز عاشورا در افغانستان
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 00:49
+2
رضا
رضا
صدای گام های گریه می آید دوباره آمدی کنار پنجره ، شعری نوشتی و رفتی این بار صدای قدم های تو را از پس پرده گاه گناه وگریه شنیدم حالا به اولین ستاره که رسیدی بپرس کدام شاعر غزلپوش شبانه ، عشق را در برگ های ولنگار دفتری کهنه می نوشت اما... تو که نشانی شاهراه ستاره را نمی دانی همیشه از سیب و ستاره و روشنی قصرهای کاغذی که می نوشتم می گفتی هزار پروانه هم که بر برگهای دفترت بچسبانی پینه ی پیر و یاس علیل باغچه ی ما گل نمی دهد هیچ وقت بهار طلایی روز و رویا راباور نکردی ! گل من هیچ وقت .....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 17:26
pooriya jooon
pooriya jooon
داشتم ميرفتم باشگاه وسط راه يادم اومد يه چيزي رو يادم رفته، برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو بازكرده با تعجب ميپرسه قاسم تويي؟!!!نرفتي باشگاه؟ ميگم:پَــــ نَ پَــــ قاسم رسيد من ديليوريشم�
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 16:06
+1
pooriya jooon
pooriya jooon
رفتم .درمونگاه , منشيه ميگه : مريض شماييد؟ گفتم پَــــ نَ پَــــ من ميكروبم ,اومدم خودمو معرفي كنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 16:06
+2
pooriya jooon
pooriya jooon
پدربزرگم فوت كرده تو قبرستونيم دوستم زنگ زده ميگه كجايي؟ ميگم بهشت زهرا ! ميگه واسه چي ؟ ميگم واسه پدر بزرگم. ميگه اِ ؟ فوت كرده ؟ ميگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمريني اومديم مانور !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 16:04

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ