رضا
ما را سر سودای کس دیگر نیست از عشق تو پروای کس دیگر نیست جز تو دگری جای نگیرد در دل دل جای تو شد , جای کس دیگر نیست
Mohammad Mahdi
نگاهی کرد و دل را در به در کرد / یقین کرد عاشقم بعدش سفر کرد / شکستی خورد و آمد تا بماند/ ولی من رفته بودم او ضرر کرد
Mohammad Mahdi
گر چه رفتی از برم اما فراموشم مکن با غمت ای آشنا هر شب هم آغوشم مکن همچو موج اشک از دریای چشمم پا مکش در پی خود چون حبابی خانه بر دوشم مکن من زموج اشتیاق تو سر پا آتشم باز با طوفان بی مهرت خاموشم مکن جوشد امشب جلوی جادوی چشمانت ز جام در خیال نرگست ای فتنه مدهوشم مکن
Mohammad Mahdi
دراین بازار نامردی به دنبال چه میگردی؟ نمی یابی نشان هرگز توازعشق وجوانمردی! بروبگذر از این بازار'' ازاین مستی وطنازی ! اگرچون کوه هم باشی در این دنیا تو می بازی
Mohammad Mahdi
ماشقایق های طوفان خورده ایم،سیلی ناحق فراوان خورده ایم،ساقه ی احساسمان خشکیده است،زخم ها از تیغ و طوفان خورده ایم،هیچ کس ویرانیم را حس نکرد،وسعت تنهاییم را حس نکرد،درمیان خنده های تلخ من،گریه ی پنهانیم را حس نکرد ،درهجوم لحظه های بی کسی،درد بی کس ماندنم را حس نکرد
Mohammad Mahdi
درغریبئ ناله هاکردم کسئ یادم نکرد درقفس جاندادم و صیاد ازادم نکرد ضربه مردم چنان از زندگئ سیرم نمود آرزوئ مرگ کردم مرگ. هم یادم نکرد
Mohammad Mahdi
استاد به تركه ميگه با "اشكال "جمله بساز. ميگه:خواهرتو بيارماچش كنم استاد میگه اینكه " اشكال" نداره تركه میگه پس مادرتم بیار
Mohammad Mahdi
نگاهم كرد،پنداشتم دوستم دارد،نگاهم كرد،درنگاهش هزاران عشق خواندم،نگاهم كرد،دل به او بستم،بازنگاهم كرد و ...تازه فهميدم يارو اوسکله فقط نگاه ميكنه
Mohammad Mahdi
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ، در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت ، خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد ، طعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت
Mohammad Mahdi
برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم ، من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم ، ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن ، نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کن .