mina_z
پدری به دخترش میگه: دخترم راجع به پیشنهاد ازدواجی که بهت داده اند خوب فکرهایت رو بکن. دختر گریه کنان میگه: ولی من می خواهم پیش مامانم باشم. پدر: خوب، اونم با خودت ببر عزیزم
عسل ایرانی
حکایت ما آدم ها ........ حکایت کفشاییه که ....... اگه جفت نباشند ...... هر کدومشون ........هر چقدر شیک باشند ........ هر چقدر هم نو باشند تا همیشه ...... لنگه به لنگه اند ...................... کاش ....... خدا وقتی ادم ها رو می آفرید ........ جفت هر کس رو باهاش می افرید ........ تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها ....... به اجبار خودشون رو جفت نشون نمی دادند ......
Niceeeeee
1390/11/7 - 01:04 ( لايک توسط 1 کاربر )merci asal joon
1390/11/7 - 01:07