یافتن پست: #در

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
خوردم زمین ولو شدم دختره میگه زمین خوردی؟ پ نه پ خسته شدم گفتم دراز بکشم استراحت کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:49
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
داداشم پامو له کرده گفتم آی گفت دردت اومد؟ پ نه پ دارم باهاش شعر میسازم پـَـــ نــه پـَـــ پـَـــ نــه پـَـــ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:49
+3
مهسا
مهسا
مادرم میگفت دوستانت را ببین همه به جایی رسیده اند نمیدانست منتظر نشسته ام تا به تو برسم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:48
+7
مهسا
مهسا
کاش فاصله ها اجازه میدادند وقتـــــــــی قلبها به یاد هم میتپند در کنار هم باشند ........
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:48
+7
مهسا
مهسا
خودم قبول دارم کـــهنه شـــده ام آنـــقدر کــهنه کــه می شــود روی گرد و خـــاک تنم یــادگــاری نــوشت ... بنویس و برو...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:46
+6
مهسا
مهسا
من آنقدر خواستمت که نخواستنت را ندیدم تو انقدر نخواستی که هیچ چیز از من را ندیدی . .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:43
+3
مهسا
مهسا
بر ماسه ها نوشتم: دریای هستی من از عشق توست سرشار این را به یاد بسپار! بر ماسه ها نوشتی: این آرزوی پاکی است اما به باد بسپار...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:43
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
توی نتم نت قط شده میگم اه قطع شد داداشم میگه نت؟ پ نه پ در حال ارتباط با خدا بودم دی سی شدم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:40
+2
مهسا
مهسا
آدمی در آغوش خدا غمی نداشت پیش خدا حسرت هیچ بیش و کم نداشت دل از خدا برید و در زمین نشست صدبار عاشق شد و دلش شکست به هر طرف نگاه کرد راهش بسته بود یادش آمد یک روز دل خدا را شکسته بود
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:40
+3
elahe
elahe
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:39
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ