یافتن پست: #در

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دوست دارم دکتر زنان زایمان شم ، میدونین چرا ؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
زیــــــــــرا :
وقتی از اتاق عمل بیام بیرون سرم بندازم پایین بگم متاسفم بچه ناقص به دنیا اومده.....!
بعد در حالی ک همه از ترس خشکشون زده پدر بچه از من بپرسه :
بچه چه مشکلی داره؟
منم دستامو بزارم رو دلم هار هار بخندم و بگم: پسررررررررره!

دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 16:13
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
روباه میره پیش خدا میگه؛

خدایا چرا انقدر منو حیله گر و دروغگو اف[!]؟

خدا میگه؛

نا شکر نباش تو هنوز پسرا رو ندیدی(خخخخخخخخخ)
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 16:02
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

بوس آیینه در دانشگاهی در کانادا مد شده بود دخترها وقتی می‌رفتند تو دستشویی، بعد از آرایش کردن، آیینه را می بوسیدند تا جای رژ لبشون روی آینه دستشویی بماند. مستخدم بیچاره از بس جای رژ لب پاک کرده بود خسته شده بود. به دانشجویان تذکر هم داده شده بود اما فایده‌ای نداشت. موضوع را با رییس دانشگاه در میان می‌گذارند. فردای آن روز، رییس دانشگاه تمام دخترها رو جمع می‌کند جلوی در دستشویی و می‌گوید: «کسانی که که این کار را می‌کنند خیلی برای مستخدم ایجاد زحمت می‌کنند. حالا برای اینکه شما ببینید پاک کردن جای رژ لب چقدر سخت است، مستخدم یک بار جلوی شما سعی می‌کند جای رژ لب روی آیینه را پاک کند.» مستخدم با آرامش کامل رفت دستمال را فرو کرد توی آب توالت و بعد که دستمال خیس شد شروع کرد به پاک کردن آیینه. از آن به بعد در دانشگاه دیگر هیچ کس آیینه‌ها رو نبوسید
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 16:01
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خدایا در لیست بندگانت اشتباهی شده...!
اسم من که ایوب نیست!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 15:57
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم برای حضور و غیاب مدرسه تنگ شده!!!
انگار اون موقعه برای کسی مهم بود باشیم یا نباشیم!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 15:54
+2
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
همیشه بم می گفتن علف باید به دهن بزی شیرین باشه خودمو کشتم تا شیرین ترین علف برات باشم اصن هواسم نبود تو گاوی کاه میخوری
2 دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 15:52
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1392/10/4 - 15:44]
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 15:42
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خدای من !
نه آن قدر پاكم كه كمكم كنی و نه آن قدر بدم كه رهایم كنی ...
میان این دو گمم !
هم خود را و هم تو را آزار میدهم ...
هرچقدر تلاش كردم نتوانستم آنی باشم كه تو خواستی ..
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 15:39
+2
melika
melika
ﺳــﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﮐــﺎﺭ ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺗﯽ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ :
ﺑﯿﺴﮑﻮﺋﯿﺖ ﺭﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻮ ﭼﺎی ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻧﺮﻡ ﺑﺸﻪ ﻭﻟﯽ ﻭﺍ ﻧﺮﻩ !





دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 11:53
+11
melika
melika
 !
از بس این خانوما عمل زیبایی بینی و گونه و لب و… انجام دادن
هر چی مامان تو خیابون میبینیم مثل سیندرلا ست
تنها مشکل اینه که بچه ها عین سمندون میمونن !





دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 11:50
+11

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ