یافتن پست: #در

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چقدرتلخه به همه ارامش بدی ولی وقتی خودت یه شونه ی گرم برای دلتنگیهایت بخواهی هیچ کس کنارت نباشه.....!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 18:47
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تنهــــایـی یعنی یه وقتهایی هست میبینی فقط خودتی و خودت !
رفیق داری…
همــــــــدرد نداری!
خانواده داری…
حمــــــــایت نداری!
عشق داری…
تکیـــــــــه گاه نداری!
مثل همیــــشه….
همه چــــــی داری و …
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 18:32
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

یه پسر ۱۲ ساله پست گذاشته :

امروز دست عشقم را در دست دیگری دیدم...!
از عشق متنفرم و دیگر عاشق نمیشوم...!

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

کسی میدونه دسته ی پلی استیشن این بچه کجاست !؟ :|

:)))))))))

دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 18:16
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه پسر عمه دارم تازه ازدواج کرده!! خرید میکنه،آشپزی میکنه،خونرو تمیز میکنه،با زنای همسایه سبزی پاک میکنه، اون روزم دیدم پشت تلفن داشت با یکی پشت سر بدری خانوم حرف میزد!! فردا خبر برسه حاملس اصن تعجب نمیکنم
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 18:06
+5
محمد
محمد
وقتی کاری برای کسی میکنیم دوس داریم همه بفهمند .... خدایا میدانم تو میدانی و همین بس است اما.....
خدایا ! یواشکی خوب بودن چقدر است !!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 17:48
+2
محمد
محمد
این روزها هم خوشحالم هم غمگین.....
نمیفهمم....
خودم هم حالم را نمیفهمم....
گاهی قند در دلم آب میشود و روحم به آسمان پر میکشد...
گاهی تنها دلم اتاقی میخواهد تاریک و سوت و کور...
که بنشینم گوشه کنارش و ثانیه به ثانیه ام را هم آغوش غم شوم
نمیدانم...
تنها چیزی که میدانم این است که این روزها دلم بچه میشود دمی میخندد
دمی میگرید و پا به زمین میکوبد
دمی بهانه های کودکانه میگیرد....
(دل کوچک من) آرام باش..... خودم هوایت را دارم....
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 17:42
+2
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 17:41
+2
محمد
محمد
چرا همش به سلامتی!!!!!!!!! این دفعه تو روح همه اونایی که خیانت میکنن.....
تو روح همه بی معرفتا...... نا مردا....... دروغگوها... و..
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 17:25
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیشب دهکده آبی پارس بم اس داد :

به درک .. اصن نیا :'(
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 17:20
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﮔﻔﺖ :
ﺩﻭ ﺧﻂ ﻣﻮﺍﺯﯼ ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﻨﺪ ...
ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﺪ
ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ :
ﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﻢ...
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﺮﺳﯿﺪﯾﻢ ؟
ﮔﻔﺖ :
.
.
.
.
.
.
.
.شـکر ﻧﺨﻮﺭ بشین سره جات … ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﺑﺎﺯﯾﺎﺭﻭ تو فیس بوک ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﯼ ﺍﻻﻥ
۴ ﺗﺮﻣﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺭﯼ
هیچی دیگه ، ﻧﺸﺴﺘﻢ ﺑﻘﯿﻪ ﺟﺰﻭﻩ ﺭﻭ ﻧﻮﺷﺘﻢ

دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 17:19
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ