یافتن پست: #در

AmirAli
AmirAli
بابام این ترم میگه یکمم درس بخونی بد نیستا !
گفتم تو درس می‌ بینی و من پیچشِ درس . . .
بابام ١٠ دقیقه سر تکون داد و اتاقو ترک کرد
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 21:34
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

یه بار عاشق شده بودم رفتم تو اتاق درو رو خودم بستم بعداز یه ساعت صدام کردن که بیا شام بخور داره سرد میشه، گفتم :من دیگه هیچی نمیخورم ، میخوام بمیــــــــرم
گفتن : شام ماکارونیه ، ته دیگ سیب زمینی هم داره
كه خیلی دوس داری
... یــَعــنــی از ماکارونی بیشتر دوســتـش داشتی !؟

لـامصبـــــا نقطـــه ضعـــفِ منـــو پیـــدا کــــرده بـــودن

دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 21:25
+4
AmirAli
AmirAli
اگر ديدي جواني بر درختي تكيه كرده بدان امتحان دارد و هيچ كاري نكرده
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 21:24
+3
محمد
محمد
موطن آدمی
بر هیچ نقشه ای
نشانی نیست...!!!
موطن آدمی
تنها
در قلب کسانی است که
دوستش دارند...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 21:04
+3
محمد
محمد
گفتم: در دلم امید نیست، گفت: هرگز از رحمتم نا امید نباش(زمر 53)
گفتم: احساس تنهایی می کنم، گفت: از رگ گردن به تو نزدیکترم(قاف 16)
گفتم: فکر می کنم مرا از یاد برده ای، گفت: مرا یاد کن تا یادت کنم(بقره 152)
گفتم: در دلم شادی نیست، گفت: باید به فضل و رحمتم شادمان شوی(یونس 58)
گفتم: تا کی باید صبر کنم؟ گفت: همانا یاری ام نزدیک است(بقره 214)
و چه کسی از او راستگوتر(نسا 87)
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 20:57
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسر: خداحافظ برا همیشه :|
دختر: نرووو
پسر: باشه:|
دختر: درو یادت رفت ببندی :)) ببند بعدش برو:))
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 20:54
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

مامان بزرگم خیلی مذهبیه

یه روز یه مجله دستش بود گفت زمونه خیلی خراب شده واقعا

فساد جامعه رو گرفته !!

گفتم چی شده مگه مامان بزرگ

میگه بیا این مجله رو بــــبین ...

رفتم دیدم یه اقا با کت و شلوار صفحه ی سمت چپ بود

یه خانوم چادری هم صفحه سمت راست بود !

تعجب کردم گفتم خوب اینا مگه چشونه؟؟؟

گفت نگاه کن الان مجله رو میبندم این اقا میچسبه به خانومه!!

قیافه ی من در اون لحظه :| :| :| :|

حالا هی با دستاش مجله رو باز و بسته میکرد میگفت : میبینیشون؟

بازم من :| :| :| :|

دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 20:53
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خر ذوق شدم وفتی فهمیدم کتاب تعلیمات اجتماعی سال سوم دبستان عوض شده!!!!
دیگه این آقای [!] شورشو در آورده بود کثافت...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 20:50
+3
محمد
محمد
چه کسی میگوید گرانی است اینجا...دوره ی ارزانی است...شرافت ارزان، تن عریان ارزان و دروغ از همه ارزان تر... آبرو قیمت یک تکه ی نان و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 20:49
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بابام داشت نماز میخوند ،یهو داد زد : الله اکبر ! الله اکبر !
دویدم گفتم:- چیه بابا در میزنن؟ میگه : الله اکبر !
- گوشیت زنگ خورد؟ میگه : الله اکبر !
- شام واست نگه داریم؟ میگه : الله اکبر !
- کسی طوریش شده ؟ میگه : الله اکبر !
- بو سوختگی میاد؟ میگه : الله اکبر !
- جک و جونور دیدی ؟ میگه : الله اکبر !
گفتم بابا خوب یکم راهنمایی کن !!
با عصبانیت داد زد : الله اکبر ! ( دستشو هم به علامت خاک بر سرت تکون داد !)
نمازش تموم شده میگه : یه ساعته میگم بزن کانال 36 ببینم امشب خرم سلطان داره یا نه چقدر تو خری آخه ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 20:46
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ