یافتن پست: #در

mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
من؛ مردی رامیشناسم ک بادستهای پینه بسته کار میکرد؛
تالقمه نانی برای زنی ببرد ک داشت بامعشوقه اش پیتزامیخورد.!
و درچند خیابان بالاتر زنی راهم؛ ک سرمیزشام خوابش برده بود
درحالی ک شوهرش از لبهای منشی شرکت سرو میکرد.!
هی دنیا؛ چه برسر آدمی آوردی!؟
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 21:15
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 20:55
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 20:42
+5
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 20:25
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 20:13
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 20:10
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 20:08
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 20:07
+4
AmirAli
AmirAli
غضنفر می ره توالت افتاب رو می شکنه یکی می گه چرا افتابه رو شکوندی؟
می گه ایلده واسه من فیگور می گیره پدر سگ

دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 20:05
+5
محمد
محمد
گفتند برو مصلحت این است
گفتم یک لحظه به کوتاهی لبخندی گفتن یک خداحافظ
گفتند نه برو مصلحت این است
من رفتم بی خداحافظ بی آنکه دلیل رفتنم را بگویم باترس رفتم ترس از قضاوت هایت بعد رفتنم میدانم بعد من تنهایی نخواهی ماند و بدان با اینکه رفتم ولی همیشه بی تو تنهایم
راست میگفتند شاید مصلحت من در غمهایم و برباد رفتن آرزوهایم باشد مصلحت تو با دیگری.......
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:54
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ