یافتن پست: #در

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 19:59
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعتراف میکنم همیشه وقتی دیر میرسیدم مدرسه وقتی مامور دیر امدگی اسممو میپرسید اسم یکی از بچه ها که همیشه زود میومد رو میگفتم
امیدوارم منو ببخشه به خاطر من انضباطش 13 شد
خدایا تو هم منو ببخش.....
دیگه حرفی ندارم!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 19:56
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یک مرد موفق مردیه که درآمدش بیشترازمبلغی باشه که زنش خرج میکنه؛ یک زن موفق هم زنیه که بتونه یه همچین مردی روپیداکنه...! :-
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 19:54
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عبارت"اصن دلم خواست"چیست؟
قطعی ترین و منطقی ترین دلیل برای کاری ک در آن گند زدید
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 19:51
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زنه میره نجاری میگه آقا میخوام یه کمد برام بسازی یارو کمدو میسازه
زنه دو روز بعد میاد میگه : اتوبوس که رد میشه کمده میلرزه!
نجاره میگه : چرا مزخرف میگی اتوبوس چه صیغه ایه ؟!
خلاصه میاد پیچ میچاشو محکمتر میکنه و میره دوباره فرداش زنه میاد میگه : اتوبوس رد میشه کمد میلرزه.
میگه : ما رو سرویس کردی اصن من میرم تو کمد میشینم ببینیم جریان چیه ...
میشینه تو کمد یه دفه شوهر زنه میاد خونه در کمدو باز میکنه میگه :
عه بی ناموس تو اینجا چی کار میکنی ؟؟؟
نجاره میگه : بهت بگم منتظر اتوبوسم باورت می شه؟؟؟!!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 19:49
+3
Ashkan ZEON
Ashkan ZEON
عجب تمثيلي است اين که علي مولود کعبه است . . . . يعني اينکه باطن قبله را در امام پيدا کن.عيد همتون مبارك دوستاي عزيزم
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 14:59
+10
nasim neshati
nasim neshati
انگاری حرف (ر) اضافس

به هرکس گفتم درکم کن دکم کرد
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 12:36
+9
allah-lover
allah-lover
لقمان را گفتند ادب از که آموختی ؟؟
انقدر خودشو زد انقدر خودشو زد که نگو ...
گفت من غلط بکنم دیگه چیزی به شما یاد بدم !!!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 09:11
+7
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
كـــثيف تـــرين چـــاپـــلوســـي زمانـــيست
كـــه مـــردي بـــه خـــاطـــر طـــبيعـــي تـــرين نيـــازش،
بـــا دروغ بـــه معـــصومـــي بـــگويـــد
دوســـتـــت دارم....
دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 03:11
+10
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

از مترسکی پرسیدم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده ای؟




پاسخم داد: در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است.





پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم!





اندکی اندیشیدم و سپس گفتم:





راست گفتی!


 


من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!


 


گفت: تو اشتباه می کنی!





زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد





مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!!


دیدگاه  •   •   •  1392/08/2 - 03:04
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ