یافتن پست: #در

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خداییش خیلی حال میده ها

فامیلیت صالح باشه

بعد اسم بچه ات رو بزاری ساحل

ملت دچار خود درگیری میشن !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 19:14
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 19:12
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کسی که سکوتت را درک نمی کند
حرفهایت را هم نخواهد فهمید !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 19:09
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به دوستم میگم کیف پولت چقدر قشنگه: میگه چرم مشهده داییم از کانادا برام آورده :| :|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 19:03
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
برو پایین خیلی باحاله..:D
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.باحال باحال باحال باحال باحال
باحال باحال باحال باحال باحال
باحال باحال باحال باحال باحال
باحال باحال باحال باحال باحال
باحال باحال باحال باحال باحال
باحال باحال باحال باحال باحال
باحال باحال باحال باحال باحال
باحال باحال باحال باحال باحال
باحال باحال باحال باحال باحال
باحال باحال باحال باحال باحال
باحال باحال باحال باحال باحال
باحال باحال باحال باحال باحال
باحال باحال باحال باحال باحال

دیدی چقــــــــــــــــدر باحال بود؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 19:00
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﻪ ﻣﺪﻝ ﺑﯽ ﺷﻌﻮﺭﻡ ﺩﺍﺭﯾﻢ
ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﻣﯿﮕﻪ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﻭﺍﻻ ﻫﺮﻃﻮﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯽ |:
ﺍﺥ ﺑﺎ ﻣﺸﺖ ﺑﮑﻮﺑﯽ ﺩﻣﺎﻍ ﻭ
ﺩﻫﻨﺸﻮﻧﻮ ﻫﻢ ﺳﻄﺢ ﺑﮑﻨﯽ
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 18:51
+4
Sanaz Arzani
Sanaz Arzani
دستمال کاغذی به اشک گفت:

قطره قطره ات طلاست!

یک کم از طلای خود حراج میکنی؟

عاشقم...

با من ازدواج میکنی؟

اشک گفت: ازدواج اشک و دستمال کاغذی؟؟!

تو چقدر ساده ای!

خوش خیال کاغذی!

توی ازدواج ما تو مچاله میشوی

چرک میشوی و آخرش تکه ای زباله میشوی

دستمال کاغذی دلش شکست

گوشه ای کنار جعبه اش نشست

گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد

آخرش هم، طفلکی تکه ای زباله شد

او ولی شبیه دیگران نشد

 چرک و زشت مثل این و آن نشد

او

با تمام دستمال های کاغذی

فرق داشت

چونکه در میان قلب خود

دانه دانه اشک کاشت!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 15:35
+9
Sanaz Arzani
Sanaz Arzani
مواظب کلماتی که در صحبت استفاده میکنید باشید
آدمها شاید شما را ببخشند ، اما هرگز فراموش نمیکنند
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 15:21
+6
Sanaz Arzani
Sanaz Arzani
آدم ها را از آنچه درباره ديگران مي گويند بهتر مي توان شناخت تا از انچه درباره انها ميگويند..
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 15:09
+6
Sanaz Arzani
Sanaz Arzani

مرگ داشت با زندگ ی دردو دل میکرد، بهش گفت تو چرا واسه همه دوست داشتنی ای و همه دوستت


دارن با تو باشن ول ی من واسه هیشک ی ا رزش ندارم ؟؟ ! زندگی بهش گفت چون تو یه حقیقتی و من یه


دروغ !!


دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 14:56
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ