یافتن پست: #در

xroyal54
xroyal54
بـــاران ،

آخــرین نگـاهت را به یــادم می آورد هنــوز ،

کــه یکبـاره...

عــشـــوه ی چشمـــــــانــت را شســـت و بـــــرد ...

و می گـوینــد گنــــاه بود نگــاه در چشمـــانت...

و مــن هنـــوز

در حــســـرتِ

همــان نـــگاه

همــان گـــناه...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 01:19
+7
xroyal54
xroyal54
آشناهای غریب همیشه زیادند

آشناهایی که میایند و میروند

آشناهایی که برای ما آشنایند

ولی ما برای آنها...

نمیدانم واقعا چرا و چگونه میشود

که همه روزی

آشنای غریب میشوند

یکی هست ولی نیست

یکی نیست ولی هست

یکی میگوید هستم ولی نیست

یکی میگوید نیستم ولی هست

و در پایان همه بودنها و نبودنها

تازه متوجه میشوی

که:
یکی بود هیشکی نبود

این است دردی که درمانش را نمیدانند

و ما هم نمیدانیم

که آن یکی که هست کیست

و آن هیچکس کجاست

کاش میشد یافت

کاش میشد شکستنی نبود

کاش میشد زیر بار این همه بودن و نبودن

خرد نشد.....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 01:16
+7
xroyal54
xroyal54
هیچ شکـــــــــی نیست

که مـــــــاهرتــــرین دزد دنیا مــــــــنم ,

نمیدانی.....

چقدر دزدکی تـــــــــــــــو را دیدم و نفهمیدی....

ام حالا...

حســـــــــــــآدت یـــآ خســـــــــــــآســت....

اسمـــش راهـــرچــه خــواهــی بگـــذار..

مــטּ میخـــواهــم "تـــــــــــــــو" فقــط عزیـــزدل مــטּ بـــآشی..
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 01:05
+7
xroyal54
xroyal54
دل نوشت ....چـقـــــدر سخــــت اســـت،

کـه لبـــریـــز بـاشی از " گـفـتـــــن "

ولــی .....

در هـیـــــــچ ســویـــت محـــرمـت نبـاشد
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 23:41
+9
xroyal54
xroyal54
کــــاش در این شهر،دکتری پیدا می شد و

"تـــو" را برایم تجویز مــی کرد

تا که بـــاورت می شد

حـــال من

فقط با "تـــو" خوب مــی شود
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 23:38
+9
xroyal54
xroyal54
ته ... !!

دیگِ " عشقِ اوَّل " را هَر چِقدر که بِسابی ،

چِه با اِسکاجِ دوست داشتَن های بَعدی ،

چِه با سیم ِ ظَرفشوییِ عاشِق شُدن های بَعدی ،

از دِلت پاک نِمی شَوَد …

حالا تو هِی بِساب ... !!

وَ اَز صِدای نا هَنجارَش ،

سَر دَرد بِگیر … !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 23:32
+9
xroyal54
xroyal54
اگر مادر داری
ولی میگی عشق وجود نداره و کسی عاشقت نیست
هنوز معنی عشقو نمیدونی.....!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 23:25
+9
xroyal54
xroyal54

دلنوشت


وقتي يه زن باهات بحث ميکنه،

قهر ميکنه،

دلش ميگيره،

از دستت گريه ميکنه،

... ميگه...ميگه...ميگه و اشکش سرازير ميشه و ،

مجبورت ميکنه حرفشو گوش بدي،

خوشحال باش!

براش مهمي که اينجوريه!

اگه همش صدات ميکنه،

اگه دوسش داري،

ذوق کن..

چون خيلي دوستت داره ....

سکوت يه زن خيلي معني داره .....

يعني:

خسته شده ...

ديگه کم آورده ..

ديگه تموم شده ..

يعني نا اميـــــــــــــــــــــد شده .....

اگه مردي..

اگه عاشقشي...

قدر مهربونياش رو بدون..

بزار از ابراز عشقش به تو انرژي بگيره ....

بزار واست بخنده و تو بهش بگو که عاشقِ خنده هاشي .....

بهش بگو چقدر دوسش داري .....

زن به همين راحتي آروم ميگيره .....

تو فقط يه کم مـــــــــــــــــــــــــرد باش ...............محکممممممممممممممم
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 23:21
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعتراف میکنم اگه مدت زمانی روکه دنبال استادا دویدم که بم ۱۰!!!!! بدن رو مینشستم درس میخوندم زیر ۱۵ نمیشدم.....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 21:12
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حافظم گفت برو با دل خود خلوت کن

گفت می نوش و غم عالمی از سر رد کن



گفت آتش بزن و کام دل از دنیا گیر

آتش عشق بسوزان و دمی را سر کن



راهی قصر امل شو برهان مرغک دل

لحظه ای با می ناب قدح حق سر کن



چشم بر بند بر این عالم فانی و دروغ

پیشکش درّ یمانی به درمیکده کن



جامه خلق ز تن بر کش و از بهر طلب

بر تن ساقی شب های پر از وحشت کن



عشق حق چون بزد اتش به وجودت هستی

گنه از خرقه بشوی و گذر از دنیی کن
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 21:06
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ