یافتن پست: #در

Ashkan ZEON
Ashkan ZEON
این روزا دوست داشتنا فقط بوی دروغ و خیانت می ده...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/15 - 20:33
+6
fingliiiiiiii
fingliiiiiiii

میگن قلب آدما به اندازه مشتشونه ، ولی یه آسمون صداقت، یه کهکشون محبت و یه دریا عشق تو مشتت جا شده


دیدگاه  •   •   •  1392/06/15 - 17:40
+3
fingliiiiiiii
fingliiiiiiii

آدمی در آغوش خدا غمی نداشت …

پیش خدا حسرت هیچ بیش و کم نداشت …

دل از خدا برید و در زمین نشست …

چند بار عاشق شد و دلش شکست …

به هر طرف نگاه کرد راهش بسته بود …

یادش اومد یک روز دل خدارو شکسته بود
دیدگاه  •   •   •  1392/06/15 - 17:30
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/15 - 15:59
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چشم هاتو وقتی نمیبینم
تنها میشینم و غمگینم
دوست دارم عطر نفس هاتو
آروم میگیره دلم با تو
هر شب به عشق تو بیدارم
قدر یه دنیا دوست دارم
هیچ موقع نذار که تنها شم
تو که باشی کنار من دیگه هیچ چیزی کم نیست
نگو کمتر نگاهت کنم آخه دست خودم نیست
عشقت بستس به دل و جونم
باور کن بی تو نمیتونم
حتی با فکر تو هم شادم
هیچ موقع نمیری از یادم...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/15 - 15:58
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/15 - 15:56
+2
behzadsadeghi
behzadsadeghi
تنهایی این نیست که هیچکس اطرافت نباشه! این نیست که با کسی دوست نباشی! این نیست که آدمی گوشه گیر و منزوی باشی! این نیست که کسی باهات حرف نزنه! این نیست که هیچوقت نتونی خوشحال باشی! این نیست که کسی دوستت نداشته باشه! تنهایی، یه حس درونیه! تنهایی یعنی "هیچکس نمیفهمه حالت بده ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/15 - 14:00
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/15 - 13:15
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در گذشته سکوت
نشانه رضایت بود
و اما امروز
نشانه بندی است
که بر دهانت بسته اند
تا مبادا ویرانی درونت
را فریاد زنی!
پس به اجبار به احترام
تمامی بند شدگان
سکوت میکنیم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/15 - 12:49
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گفته بودی درد دل کن گــــــــــاه با هم صحبتی

کو رفیق راز داری؟ کــــــــــــــو دل پرطاقتی؟

شمع وقتی داستانم را شنید آتش گـــــــــرفت

شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتـــــــــــی

تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد

غنچه‌ای در باغ پرپر شد ولی کــــــــو غیرتی؟

گریه می‌کردم که زاهد در قنوتم خیره مــــــــاند

دور باد از خرمن ایمان عــــــــــــــــــــاشق آفتی

روزهایم را یکایک دیدم و دیـــــــــــــــدن نداشت

کاش بر آیینه بنشیند غبار حســـــــــــــــــــرتی

بس‌که دامان بهاران گل به گل پژمرده شــــــــد

باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتــــــــــــــی

من کجا و جرئت بوسیدن لبهای تـــــــــــــــــــو

آبرویم را خ[!] عاقبت با تهمتـــــــــــــــــــــی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/15 - 12:41
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ